#دختر شیطون_پارت_252

حس کردم بدنم نرم شد .
حسش عالی بود . همیشه بهم ارامش میداد .
نمیدونم چقدر تو وان بودم و چشمام بسته بود که بالاخره اب سرد شد و منم رضایت دادم از توی وان بیرون بیام
موهامو شستم و حولمو دور بدنم پیچیدم .
خواستم برم بیرون که با یاداوری اینکه ارسامم داخل اتاق هست اه از نهادم بلند شد !
ای نفس خاک تو سر بیفکرت کنن چرا لباس واسه خودت نیوردی داخل حموم اخه ؟
الان با این نیم وجب حوله میخوای بری جلو ارسام شو راه بندازی ؟؟
شروع کردم به فحش دادن خودم .
اخه اوسگل الان وقت حموم اب گرم بود ؟
واقعا همینو کم داشتی با این حولت واسش تجدید خاطره کنی !
کم جلوش سوتی دادی ؟ اینم روش.
پوفی کشیدم و تصمیم گرفتم برم بیرون . دیگه گندی بود که زده بودم قابل جمع کردنم نبود .
با این بی بخاره خبری نیست .
اصا مگه خودش با حوله نمیاد جلوی من ؟ بیخیال بابا هرچه باداباد
در حمومو باز کردم و اروم رفتم بیرون . به جایی نگاه نکردم که مبادا نگام بهش بیفته دست و پام توهم گره بخوره!
صاف رفتم سمت چمدونی که روی تخت بود . خواستم بازش کنم که یهو نگام افتاد به ارسام .
گوشی بدست خیره به من خشکش زده بود .. ای خدا منو ورداره .
این بیصحاب بازیا چیه نفس !!؟
تند نگاهمو ازش دزدیدم و سریع زیپ چمدونو باز کردم . یه لباس سرسری برداشتم و خواستم شیرجه بزنم تو حموم که یهو با صورت رفتم تو سینه ارسام ..
عالی شد دیگههه . گل بود به سبزه نیز اراسته شد .
عقب رفتمو با تعجب و خجالت نگاش کردم . خیره شده بود به چشمام .
اب دهنشو قورت داد و اروم گفت:
- چرا ؟؟
با چشمای گرد شده نگاش کردم .
خل شده مگه ؟ چی چرا ؟وسط سکانس سوتی من دنبال قاتل بروسلی میگرده ؟؟
فک کنم از چشمام فهمید سوالش چرت بوده چون دوباره عصبی گفت
- قصدت ازین کارا چیه ؟!
با بهت و تعجب خیره مثله مونگلا نگاش کردم .
نکنه فک کرده وضعیت الانم از
روی عمد بوده ؟؟
یا فکر کرده خواستم جلوش
جلب توجه کنم !!
منم مثل اون عصبی گفتم

@romangram_com