#دختر شیطون_پارت_250

داشتم فکر میکردم که چجوری یه حال اساسی از ارسام بگیرم که یهو ترلان بلند روبه همه با بهوت گفت
- هییییییع !! .. الان یکی از مهم ترین رکورد های جهان و نشانه های ظهور درحال رخ دادنه ..!
همه خندیدن و میلاد گفت
- خب ؟ . نکنه شوهر کردی ازت راحت شدیم ؟؟
همه خندیدن که ترلان یه بالشتک دیگه هم پرت میلاد کرد و با حرص گفت
- خفه, لال مرگ بگیر نپر وسط
نطقم بچه !!
میلاد همونجور که بالشتو میزاشت کنارش غر زد
- بابا این بالشتکارو از جلو دست این کاماندو بردارین زد ناقصمون کرد !
اینبار منم خندم گرفت .
اقا ناصر با خنده گفت
- خب بابا .داشتی میگفتی ؟ کدوم بدبختیو نشونه کردی ؟؟
ترلان ل*ب*شو گاز کرفت و با حالت بامزه ای گفت
- عه !! ددی جونم بدبخت چیه ؟؟توجه من افتخار بزرگیه !!
از اعتماد به نفسش گوشام سوت کشید و الکی سقفو برسی کردم و همونجورم گفتم -خب سقف که سرجاشه .
من نگران اسمونم !!!
نادیا و میلاد پوکیدن از خنده .
ترلانم با حرص نگام کرد
- ایششش . باز این اتشفشان فعال شد گدازه هاش خورد تو ملاج منه خوشبخت .خیر سرم خواستم بگم عجبی معجزه شده لالمونی گرفتی امشب ..!!
اینبار همه فهمیدم قضیه چیه و خنده ها شدید تر شد .
هنوز نیومده هنر نماییا مون شروع شد . منم کلا کم نمیارم میدونید که ؟؟ با خنده گفتم
- خوب بابا تابلو نکن دیدم وراجیت اوت کرده سکوت کردم مثل همیشه منو الگوی خودت قرار بدی .که متاسفانه دیدم کلا رد دادی امشب .
ترلان فقط نگام کرد و اروم گفت
- باز این موتورش روشن شد مارو اسفالت کرد !! شیطونه میگه برم دهنشو مسواک کنمااااا .
دیگه از ترس ترکیدن احتمالی اقا مسعود و شاید اعضا خفه خون گرفتم . خستم بودا ولی مثه اینکه حرفا تمومی نداشت .
زدم به بازوی ارسام که داشت با گوشیش ور میرفت .
برگشت طرفم و سوالی نگام کرد
اروم و ناراحت گفتم
- ارسام کلی خوابم میاد . تو خستت نیست ؟؟
سرشو به نشونه تایید تکون دادو اونم اروم گفت
- چرا خیلیم خستمه . فک کنم امشبم یه ماساژ توپ بیوفتی !ولی الان نمیشه جلو همه پاشیم بریم که ..
مثل بچه ها نق زدم
- بابا من خستمه . خوب اینا خفاشن و جغد به من چه اخه ؟؟هنوز لباسامم تنمه ها .

@romangram_com