#دختر شیطون_پارت_236

با تعجب نگام کرد که با حرص گفتم
- هاچیه ؟؟؟ ادم اشتباه که میکنه باید جبران کنه دیگه .. زود باش
لبخند کجی نشست کنج ل*ب*ش و دیگه چیزی نگفت
منم حسابی زیر لب فحشی نثار خودشو شرکتشو جلسشو کلا همه کردم و از اتاق رفتم بیرون .
پله هارم با همون موهای پریشون و لباس خواب صورتی توپ توپی رفتم پایین .
حالا نمیشد دیشب کاب*و*س نمیدیدم ؟؟؟
الان باید منت این ارسام بداخلاقو بکشم .
ولی بد اخلاقم نیستااا . فقط یکم غده بچه !! ندیدی دیشب چقد نگرانت شده بود ؟؟
بیخیال فکر کردن شدم و رفتم تو اشپزخونه .
فهیمه جون منو که دید زد زیر خنده !
با چشمای گرد نگاش کردم که اومد جلو و محکم ب*غ*لم کرد ..
امروز همه جنی شدن پناه بر خدا .
خندش که تموم شد و بعد از اینکه خوب منو چلوند کشید کنار
- وای ببخشید دخترم . نتونستم جلوی خودمو بگیرم خیلی بامزه شدی !!
لبخندی تحویلش دادمو گفتم
- مرسی فهمیمه جونم . میشه واسه ارسام لقمه بگیرم !؟
با تعجب نگام کرد که زود گفتم
- دیرش شده . میخواد زود بره شرکت

لبخند مهربونی زد
- اره دخترم . بیا الان میگیرم براشون ببر .
منم قشنگ ایستادم تا لقمشو گرفت چند دقیقه طول کشید .
گذاشتش با اب پرتقال توی سینی و منم تشکر کردم .
از پله ها داشتم بالا میرفتم که دیدم ارسام شیک و اتو کشیده با کت و شلوار داره میاد پایین .
منو که دید ابرو بالا انداخت و روی پله بالا تر از من ایستاد
لیوان اب پرتقالو از توی سینی برداشت
- مرسی جوجه خرابکار ... امروز آبروم رفت .
با چشای گرد شده نگاش کردم که خندید و با نگاه خبیث گفت
- تو پایین بودی ارتا زنگ زد .
گفت چرا دیر کردی ؟ منم گفتم خواب موندم .
میدونی چی گفت ؟؟
فقط نگاش کردم که خودش لیوانو سر کشید و چشمک زد
شیطون گفت :

@romangram_com