#دختر شیطون_پارت_235
همچین ب*غ*لم کرد و محکم گرفتم که داشتم له میشدم .
عالی شد الان !! وضعیت کلا تغییر کرد
الان که دیگه به پهلو خوابیده عمرا بتونم کاری کنم .
برمیگردیم سر گزینه اخر .
این صدای عر زدن گوشیش خیلی
رو نروم (مغزم )قدم میزد!
اقا جای دشمنتون خالی صدامو انداختم پشت سرم و جیغ زدم
- اررسسسساااااااام
بدبخت دومتر پرید بالا .
شوک زده و مات و مبهوت نگام کرد .
منم یه لبخند ژیکوند تحویلش دادم
تازه حواسش به گوشیش جمع شد و گویا کار منم تجزیه و تحلیل کرد چون یه چشم غره هشتادوهشتی خفن رفت و گوشیشو برداشت .
این چشم غره به معنی همون قبرتو با دستای خودت بکن بود !
با دیدن شماره چشماش گرد شد
- ساعت چنده !!!!!!!؟؟؟
بیخیال خوابیدمو گفتم
- اون ماسماسک دستت جز عر زدن قابلیت نمایش ساعت نداره ؟؟؟خب رو اون نگاه کن دیگه ..
اونم رو گوشیش نگاه کرد و یهو مثل فنر از جاش پرید .
منم ترسیدم و سیخ نشستم سر جام
این چرا جنی شد یهوترسیدم !!!
با داد گفت
- وااااااااای !! من جلسه داشتم .
با عجله از تخت رفت پایین .
منم همینجوری عین سیب زمینی داشتم نگاش میکردم .
تند تند تو اتاق دور خودش میچرخید وعین دیوونه ها با خودش حرف میزد
- اخر خواب موندم . این جلسه مهم بود .. همش تقصیر تو بود نفس .... همش تقصیر تو شد .
با حرص از تخت اومدم پایین و طلبکار گفتم
- اینکه تو خواب موندی تقصیر منه ؟
عصبی و بلند گفت
- معلومه !! پس تقصیر کیه ؟؟دیشب فقط دوساعت داشتم اشکای جنابعالی رو پاک میکردم و چون خواب دیده بودی !!
یکم فکر کردم دیدم خب راستم میگه بچم !! البته خب منکه از رو نمیرم
اروم و ریلکس گفتم :
- خیلی خوب حالا, یه ساعتم اینجا لفتش بده . برو لباس بپوش تا من برم یه چیزی بیارم بخوری دیگه .
@romangram_com