#دختر شیطون_پارت_234
تمام توانمو جمع کردم و داد زدم
- اررررسسسسسسااااااااااام .
********
با وحشت چشمامو باز کردم و جیغ کشیدم . به نفس نفس افتاده بودمو عرق سرد از صورتم میچکید !!
نگام تو یه جفت چشم نگران گره خورد . ارسام بود که منو محکم تو ب*غ*لش گرفته بود تکون میداد و سعی داشت از خواب بیدارم کنه .
یعنی فقط خواب بود ؟؟ خدا کاب*و*س دیدم !
با دیدنش بدون اینکه دست خودم باشه زدم زیر گریه ..!!
ارسام هول شد و اشکامو تند تند پاک کرد ولی موفق نبود چون بلافاصله با اشکای بعدی صورتم خیس میشد ! عصبی و کلافه گفت
- آروم باش نفس . خواب دیدی .
نمیدونم چرا یهو دیوونه شدم .
یاد خوابم افتادم .
نازنین ! ارسام صدامو نشنید !! شروع کردم به جیغ کشیدن و با تمام جونی که داشتم مشت میزدم به سینش !!!
- تو خیلی بدی .. تو منو ندیدی ...ارسام ازت متنفرم ... اون منو میبرد تو ندیدی....
ارسام چیزی نمیگفت حتی جلوی ضربه هامم نمیگرفت فقط منو تو ب*غ*لش فشار میداد و میگفت
- اروم باش ....خواب دیدی دختر خوب .
دیگه دستم خسته شد و بیجون افتادم تو ب*غ*لش .
اونم حالمو که دید خودش دراز کشید و منم عین عروسک کنارش خوابوند و سرمو گذاشت رو سینه ی ل*خ*تش !
دست من سرد بود ولی تن ارسام داغ داغ بود .
زیر لب همینجوری داشتم بهش بد و بیراه میگفتم . اونم چیزی نمیگفت فقط با موهام بازی میکرد
داشتم روانی میشدم .
ارسام رفت ... اون منو ندید ...
اون رفت من خودم دیدم ...
نفهمیدم چقدر بی قراری کردم که باز بیهوش شدم ..
با صدای گوشی ارسام از خواب پریدم .
ای مرده شور کسی که زنگ زد
به بدبختی نیم خیز شدم و یه چشمی یکم اطرافو بررسی کردم .
اوه . چشمم روشن!
سرم رو سینه ارسام بوده و اونم همچین محکم کمرمو گرفته بود انگار میترسید فرار کنم .
گوشیش اونور داشت عر میزد اونوقت این عین خیالشم نبود !
شیطونه میگه به روش نفسی خودم بیدارش کنمااااا .
اروم خم شدم تا گوشیشو بردارم و خفش کنم . صداش بد جور رو مخم دراز و نشست میرفت .
متاسفانه چون گوشی اونطرفش بود مجبور بودم رو بدنش خم بشم هی خودمو کششش میدادم بلکه برسم .
همینجوری تو تلاش بودم که یهو ارسام جون فیلش یاد هندوستان کرد و دلش واسه بالشتش تنگ شد !
@romangram_com