#دختر شیطون_پارت_224
ولی خوب تجربه ثابت کرده بود که نمیشه کتی جونو دست کم گرفت
یه چیزایی خودش حدس زده بود فکر کنم . خدا کنه فقط به کسی نگه !!
رفتم تو اتاق ارسام . طبق معمول بیکار بودم . اگه ارتا بیاد اینجا باید باهاش
حرف بزنم .
ولی چجوری بهش بگم که غرور
ترلان نشکنه ؟؟
اصلا همون بهتر که فعلا چیزی
نگم ببینم چی میشه !
رفتم سر گوشیم تا اهنگ گوش بدم که دیدم صفحه گوشیم خاموش روشن میشه !!
برش داشتمو کنجکاو به شماره ناشناس خیره شدم .مثل همیشه گوشیم سایلنت بود و فقط بال بال میزد بلکه ببینمش!!
با شک جواب دادم .
- الو ؟؟
-- ببخشید این شماره مال خواهر لوس و بیمعرفت منه؟
با ذوق خندیدم و جیغ کشیدم
-نیماااااااا!!
صدای خنده مردونش اومد
-- مرض!! کر شدم .
- خیلی بدجنسی .
-- چطوری جوجه ؟؟
با این کلمه جوجه یاد ارسام افتادم و خندم گرفت .
- خوبم گوریل !! چه خبر ؟؟مارو نمیبینی زنده ای ؟
-- اون که بله . این چند روزی که تو ایران بدون تو هستم تازه فهمیدم زندگی میتونه چقدر شیرین باشه و زیبا !
با صدای جیغ من خندش گرفت
- چیییی !!؟؟ حالا وایسا ببینمت همچین زندگیو واست شیرین میکنم بشی پاتوق پشه ها!!
-- اوه !! اینو.. عزیزم الان ازم دوری هی ژست میای ! بزار بیام پیشت حالیت میشه با داداش بزرگت درنیوفتی .
- وای نییمااااا دلم میخواد گازت بگیرم و اون شیویداتو بکنم !!!
-- چشم ننمون روشن !! وحشیم شدی ؟
که یهو ساکت شدم . نیما که دید صدایی نمیاد گفت
-- الو ؟؟ نفس ؟
اروم و ناراحت گفتم
- حالش خوبه ؟
-- کی ؟؟
- مامان
@romangram_com