#دختر شیطون_پارت_218

میپیچیدمش دورم از بالای سینم تا یه وجب پاهامو میگرفت .
ماشالا باهاش خوابیده بودم روتخت دیگه همون یه وجبم دید !!
سعی کردم بهش فکر نکنم وتند تند لباسامو پوشیدم .
موهامو چند بار با حوله خشک
کردم و اخرشم شونه کشیدم .
خب الان باز هلو شدم .
از پشت میز بلندشدم . ارسام هنوزم خواب بود .
رفتم سر گوشیم و چکش کردم خبری نبود .
حوصلم سر رفته بود ,بیخیال ارسام شدمو از اتاق زدم بیرون
خونه تو سکوت کامل بود .
الان ارسامم حکم خرس قطبی رو داشت که به خواب زمستونی رفته بود و اگه بیدارش میکردم ریز ریزم میکرد .
قبل ازینکه خندم بگیره و یقین
و پیدا کنم که خل شدم از پله ها رفتم پایین .
خداروشکر فهیمه جون بودش
چون تا منو دید خنده عین چسفیل رو ل*ب*ش ترکید .
منم لبخند معروفمو تحویلش دادم یه اب پرتقال خوشمزه هم نوش جان کردم.
دیگه داشتم گوسفندامو میشمردم که با صدای کتی جون گل از گلم شکفت
- عروسک من چطوره ؟؟؟
عین دخترای نکبت تیتیش مامانی خودمو لوس کردم
- عه ! .. سلام کتیییی جوووونم !
خندید و لپمو ب*و*س کرد و نشست صندلی کنارم
- دختر با موی خیس نچرخ سرما میخوری !!
الکی خندیدمو تصمیم گرفتم یکم خالی ببندم .
- اخه ...ارسام گفته با موی خیس جذاب تر میشی
اره ارواح جدم البته
کتی جون شیطون خندید
- عجب !! .. دل و دین پسرمو به باد دادیااا . دختر شیطون !
خبیث خندیدم . تو دلم گفتم:
حالا مونده . صبر کن خودشم به باد میدم .
یکم با کتی جون گپ زدم که زنگ اف اف دراومد و فهمیمه جون رفت باز کرد . گفت ترلانه .
یهو یاد دیشب افتادم که نگرانش بودم . پاک یادم رفت بهش زنگ بزنم .
با کتی جون رفتیم تو هال و
منتظر شدیم ترلان بیاد داخل .

@romangram_com