#دختر شیطون_پارت_217
من خودم بخوابم پیش ارسام.
نفس عمیقی کشیدم .بیخیال همه چیز . فعلا مجبوریم
اروم خزیدم زیر پتو کنار ارسام و عین جنین خودمو جمع کردم .
ارسام داشت لباساشو عوض میکرد واسه همین پشتمو بهش کردم تا راحت باشه
البته اون پرو تر از این حرفا بود که خجالت و اینا سرش بشه . دوسه بار تا حالا با بالا تنه ل*خ*ت دیده بودمش .
یکم که گذشت تخت تکونی خورد
و منم سعی کردم چشمامو ببندم و بخوابم .
بر خلاف اون چیزی که فکر میکردم بشمار سه خوابم برد .
خمیازه کش داری کشیدمو ازین پهلو به اون پهلو شدم .
لای چشمامو باز کردم تا اطرافو دید بزنم که چشمم خورد به ارسام که کنارم خوابیده بود .
که دیدم بله
طبق معمول بالا تنش ل*خ*ته
من که دیگه عادت کرده بودم اینجوری ببینمش .
ماشالا بدم نمیگذشت .
هیکل داشت باقلوا !!!
بلند شدم رو تخت نشستم . دیگه خوابم نمیومد .
تو ایینه رو به روی تخت چشمم
به خودم افتاد .
اوه اوه .. من چرا اینجوریم ؟؟
موهام پریشون دورم بود و چشمامم هنوز خمار خواب بود و پف داشت . چشمامم خیلی روشن تر از حد معمول شده بود .
به عبارتی شده بودم عین جن ! یکمم از ارایش دیشب هنوز رو صورتم خود نمایی میکرد .
بلند شدم تا یکم به خودم سر و سامون بدم ارسام و کتی جون اول صبحی از دیدن قیافم سکته نکنن !
رفتم تو حموم و یه دوش حسابی گرفتم . حولمو گرفتم دورم و اومدم بیرون .
ارسام هنوز غرق خواب بود
تو ایینه خودمو که دیدم خندم گرفت . لپام گل انداخته بود .
تند تند لباسای حیاتیمو پوشیدم
این حوله ای که دورمه به درد خودم میخوره . این ارسام بلند شه زندگانیم در معرض دیدشه .
یهو وجدانم زد تو سرم و گفت
حالا نکه تا حالا ندیدتت !!
یاد دیروز افتادم و از خجالت لبمو گاز گرفتم.
جدیدا خیلی بیحیا شدم هی زرت و زرت جلو این ارسام سوتی میدادم .
واقعا با این حوله منو دید ؟؟
حولم سفید و کوچیک بود .
@romangram_com