#دختر شیطون_پارت_214
که دارم جوری رفتار میکنم انگار نفس واقعا زنمه .
باز یه حسی بهم گفت
مگه واقعا زنت نیست ؟؟
کلافه خیره شدم به روبه روم .
این حسای ضد و نقیض داشت دیوونم میکرد .
جدیدا حسی داشتم که خیلی رو قلبم سنگینی میکرد .
با تمام تار و پودم سعی داشتم خنثی بشه ولی اصلا موفق نبودم
همه محاسباتم داشت بهم میریخت ..
بالاخره در ماشین باز شد و سوار
شدن .
دیگه تحمل این فضا رو نداشتم .
شیشه رو کشیدم پایین و حرکت کردم .
ناخوداگاه از ایینه جلو خیره شدم به نفس . امشب حسابی از دستش کشیدم .
جای این دختر توی زندگیم کجا بود ؟ . چرا نمیشد بیخیالش باشم ؟
یهو سرشو برگردوند و نگامو
غافل گیر کرد .
تو چشماش تعجب موج میزد
امشب چم شده ؟؟
کلافه نگامو از چشماش گرفتم و خیره شدم
به جاده خلوت .
تک و توک ماشینا از رو به رو میومدن .
هیچکس حرف نمیزد .
حس کردم اگر همینجوری ادامه
بدم قطعا خوابم میبره .
برای همین واسه پرت کردن حواسم پخش ماشینو روشن کردم .
اینجوری لااقل یکم فکرمو از امشب و اتفاقاتش ازاد میکردم .
ولی با شنیدن اهنگ واسه اولین بار احساس درموندگی کردم ...
برای اولین بار تو زندگیم دوست نداشتم بدونم چمه ..
دوست نداشتم چیزیو
احتمال بدم ...
ولی اون اهنگ لعنتی بدترین احتمال ممکنو مثل پتک میکوبید تو سرم ...
چقدر تلخ بود حسی که روی تمام
کلمات اهنگ مهر تایید میزد .
@romangram_com