#دختر شیطون_پارت_213
یه صدا یه دفعه گفت ...
غمه ته همه چی ..
دلمو بسوزونم برای این حس ساده که چی ؟؟؟
گفتم ته دل من ..
میگه همیشگیه ..
حالا چیزی که برام گذاشتی تو درد عاشقیه ..
داشتم با چشم بسته به اهنگ گوش میدادم که یهو صدا قطع شد
با تعجب چشمامو باز کردم .
ارسام خاموشش کرد ؟؟
از شیشه ایینه نگاش کردم .
یه اخم غلیظ روی پیشونیش نشسته بود ..
ناخوداگاه پوزخندی نشست رو ل*ب*م
انگار از یه بلندی سقوط کرده بودم
چه رویا هایی میبافی نفس ..
ارسام و عشق ؟؟.
با همون پوزخند چشمامو بستم
و سرمو تکیه دادم به شیشه .
خدا فقط منو ساخته تا تو بدبختیام غلط بزنم .
*******
(( ارسام ))
خسته و کلافه زود تر از نفس و مامان نشستم تو ماشین .
تا حالا هیچوقت تا این حد از کارم پشیمون نبودم .
امشب به بدترین صورت ممکن گذشت .
کلافه صندلیو یکم خوابوندم و تو موهام دست کشیدم .
کارای نفس داشت کلافم میکرد
احساس میکردم هیچ جوری نمیشه روش تسلط داشته باشم
یه حسی تو قلبم داد زد .
به تو چه که بش تسلط داشته
باشی ؟
اخمام جمع شد .
این دقیقا همون چیزی بود که نمیخواستم باورش کنم .
دوست نداشتم نفس اونجوری بین پسرا بر*ق*صه . در حالی که به من ربطی نداشت .
همش بخاطر اون صیغه ی لعنتیه
@romangram_com