#دختر شیطون_پارت_209
منم خیره بهش بدون اینکه کم
بیارم گفتم :
- فک کن میخوام برگردم ...
یه لحظه چشماش متعجب و شوکه شد ، حرکتش کند شد و بعد چند لحظه باز ادامه داد.
تقریبا عصبی زمزمه کرد
- بری ؟؟
پوزخندی زد و خیلی اروم با طعنه زمزمه کرد .
- باشه ..تونستی برو .
چون گوشم تیز بود شنیدم و فوری گفتم :
- اونوقت واسه چی نتونم برم ؟!
انگار انتظار نداشت بشنوم . ولی خودشو از تک و تا ننداخت
- چون تا من نخوام تو هیچ جا نمیری !!
ناباورانه خنده عصبی کردم و گفتم
-چی !!؟؟ . مگه دست توعه ؟؟ مامانت بره پشت سرش من میرم . خیلیم از کمکت ممنون . ولی قرارمون یادت نره . این صیغه موقته !!
لبخند بدجنسی زد
- عه ؟؟؟ جدی ؟؟. بعد کی گفته صیغه موقته ؟؟
یه لحظه احساس کردم فشارم افتاد چی داره میگه ؟؟؟
حالت مبهوت و گیج منو که دید چشمک زد
- اینجاست که قبل از همه اجازت دست منه کوچولو .
دندونامو روهم فشار دادم
- من هر وقت بخوام میرم .
حالا میبینی .
پوزخند زدی و چیزی نگفت .
همین سکوتش باعث شد دلم بخواد یه دل سیر بزنمش !
پسره پرو داره زور میگه!
با اون پوزخند های مسخرش
منم که حرف زور هیچ رقمه تو کتم نمیره ...
اهنگ تموم شد و از هم جدا
شدیم . بوی عطرش هنوز تو بینیم بود . یه بوی تلخ فوق العاده !
دوتامون بی حرف رفتیم سمت میز وخواستم بشینم که عسلو یکم اونور تر میزم دیدم .
بی توجه به ارسام رفتم سمتش .
نیما باهاش نبود .
داداشم گ*ن*ا*ه داشت این ارسام نزاشت باهاش بر*ق*صم !!
@romangram_com