#دختر شیطون_پارت_207

رو اعصابم بازی کنی بد میبینی .
یهو دیدی مجبور شدم ثابت کنم بهت که بی هیچ حد و مرزی زنمی !گرفتی ؟؟؟
داشتم از ترس سکته میکردم ولی خودمو از تک و تا ننداختم و منم بلند تر گفتم
- مثه اینکه تو یادت رفته واسه چی محرم شدیم ؟ خودت بگیر پسر جون هیچی بین ما نیست که بخواد حد و مرضم داشته باشه .اینقدرم برای من زنم زنم نکن
دیگه داشت از گوشاش دود بلند میشد !!!!
بدی عطرش مستم کرده بود .
و نا خوداگاه نفسای عمیق میکشیدم .
سریع فاصله گرفت و عصبی و کلافه دست تو موهاش کشید .
کاملا مشخص بود بیشتر از
کوپنش عصبانیه !!
حالا مگه اونموقع که به نازنین خیره شده بود من چیزی نگفتم ؟؟
یهو برگشت سمتم وانگشت اشاره دستشو به حالت تهدید تکون داد
- دیگه نمی ایستم نگات کنم . کوچکترین چیزی که ازت دیدم یا ازم دور شدی برمیگردیم خونه !
از طرفی حرصم گرفته بودو از
طرفی خندم میگرفت .
انگار داشت با بچش حرف میزد .
با حالت قهر رومو برگردوندم و رفتم سمت میزی که کتی جونو طناز جون نشسته بودن .
کتی جون منو که دید انگار گل از گلش شکفت .
- بیابشین پیش خودم عروس خوشگلم .
بیا که امشب حتما باید برات اسفند دود کنم مادر چشم نخوری
لبخندی تحویلش دادمو کنارش نشستم .
دیگه ارسام امشب زیادی حرص خورده بود گ*ن*ا*ه داشت !
پا روی پا انداختم و مشغول دید زدن اطراف شدم .
ارسامم بعد چند دقیقه اومد نشست پیش کتی جون.
ازش کاملا معلوم بود دل و دماغ ادامه جشنو نداره و داره به زور تحمل میکنه .
ازین که نگرانم شده بود کلی حس خوب بهم دست داد .
نمیدونم چرا هر کاری که میکرد ازش ناراحت نمیشدم .
از وقتی نشست حتی یه نیم
نگاهم بهم ننداخت منم سعی میکردم کمتر زیر چشمی دیدش بزنم .
امشب خیلی جیگر شده بود .
کم کم داشت حوصلم سر میرفت

اهنگ اروم و ملایمم گذاشته بودن و دوتا دوتا رفته بودن وسط فیس تو فیس تانگو میر*ق*صیدن منم نگاشون میکردم .

@romangram_com