#دختر شیطون_پارت_206

چشاشو گرد کرد
- باشه .. برو تا قشنگ بیاد بکشتت کارو یه سره کنه .
دیگه چیزی نگفتم . خدا بخیر کنه این ارسامم زیاد راه افتاده ها تند تند واسه من غیرتی میشه .
حالا نکه من خودمم بدم میاد .
واسه همین میگم . خوبه قند تو دلم اب میشه چقدر ناز میکنم .
رفتم سمت میز بزرگی که جوونا بودن تا یه لیوان اب بخورم .
گلوم خشک شده بود .
لیوانو پر از اب کردمو بردم بالا که بخورم ولی چشمتون روز بد نبینه .
ارسام اون سمت میز ایستاده بود و همچین نگام کرد مرده و زندم تو گور لرزید .
با استرس یه قلوپ اب خوردم تا لااقل تشنه نمیرم !!
داشت میزو دور میزد تا بیاد اینور حسابمو برسه . بخاطر شلوغی یکم طول میکشید ....
خدایا خودمو سپردم دستت عین یوزپلنگ وحشی داره نگام میکنه .
خودم رفتم سمتش تا فکر نکنه ترسیدم .
حالا گرخیده بودما . ولی به روم نیوردم . پرو میشه
رفتم سمتش همین که رسیدم بهش مچ دستمو گرفت و کشیدم یه جای جلوت .
خب پس روحم شاد و یادم گرامی باد . خیلی ادم خوبی بودم .
حیف شد .
از فکرای خودم خندم گرفت ولی جلوشو گرفتم و رفتم تو جلد نفس تخس .
- آی!!چه خبرته مگه دزد گرفتی ؟؟
دستمو ول کن شکست .
بی حرف فقط دستمو عین کش میکشید .
یهو هلم داد پشت درخت و همچین کوبیدم به تنه درخت که احساس کردم نفسم قطع شد .
چسبیده بهم ایستاد و
سرشو اورد کنار گوشم .
همینجور که از عصبانیت نفس نفس میزد درست کنار گوشم غرید
- بندت ول شده خودسر شدی اره؟تا الان کدوم گوری بودی ؟؟
دندونامو بهم ساییدم
- به تو ربطی نداره .
با دستش محکم چونمو گرفت ومجبورم کرد تو چشماش که از زور عصبانیت قرمز شده بود زل بزنم .
پوزخندی زد و عصبی گفت
- به من ربط نداره زنم بین یه مشت مرد مست داره اونجوری میر*ق*صه ؟؟؟ هااان ؟؟
چنان سرم داد زد که گوشم کر شد
- ببین نفس امشب دیگه ظرفیتم تکمیله !!

@romangram_com