#دختر شیطون_پارت_174

شاید اصلا خبر نداشته .
رفتم سمت اتاق ارسام .
باید راضیش میکردم هرطور شده .
صداش تو مغزم اکو شد .
( این نیما جونو شما بار آخری بود که میدیدی اوکی ؟؟
میخوام ارسام بداخلاق و زور گو رو بهت نشون بدم کوچولو . )
ناخوداگاه دستم رو دستگیره در خشک شد !
فایده نداره باید از راه دیگه ای
وارد بشم.
برگشتم و از پله ها رفتم پایین .
ارتا و ترلان نبودن .
رفتم تو آشپز خونه و به یکی از دخترا درخواست کیک شکلاتی رو دادم .
قهوه هم تازه خورده بود بسشه!
از فکرای خودم خندم گرفت .
اگه نتونم این نقشمو خوب بیام کلاهم پس معرکست!
باید برم تو جلد هری پاتری خودم !!
کیک شکلاتی رو که با کلی سلیقه دیزاین کرده بودن برداشتم و رفتم سمت اتاقش .
خدا تا اولین امامزاده پابرهنه میدوم فقط این الان رو دنده راست باشه و نقشم بگیره .
عین این دخترای مودب و خانوم اول در زدم . با صدای بفرماییدش درو باز کردم .ایششش . پسره پرو حالا نمیگفتیم من میومدم ,انگار پشت در منتظر میموندم !
فکر نکنی خبریه !! درو باز کردمو اروم وارد شدم .
ارسام سرش طبق معمول تو لپتابش بود و اصا انگار نه انگار منه بدبخت کلی با ناز و پرستیژ وارد شدم که خرش کنم .
دیدم نخیر ! ازین آبی گرم نمیشه.یه اهم گفتم و
رفتم جلو و بشقاب کیک خوشگلمو گذاشتم رو میزش که نگاش با تعجب کشیده شد و از رو کیک اومد به صورت من .
داشت خندم میگرفت .
الان براش حکم الیس در سرزمین عجایبو داشتم !!
یه لبخند ناز زدم و با لحن با مزه ای گفتم
- غرق شدی توش . یکم بیا بیرون !
با تعجب فقط داشت نگام میکرد .
آخر خندم گرفت و تصمیم گرفتم یکم طبیعی ترش کنم
والا بچم رفت تو شوک تا بوده من فقط پاچشو گرفتم اخه !!
بشقابو برداشتمو نشستم رو تخت .
شیطون وبدجنس گفتم
- خب گویا نمیخوای از کیکم بهت بدم ؟؟ تنها بخورمش ؟؟!!!

@romangram_com