#دختر شیطون_پارت_149
ارسام طبق معمول رفت دوش بگیره ماشالا این پسره باید ماهی میشد !!سروتهشو بزنی تو حمومه .
اه اه . وسواسیه بدبخت !
عین مادر مرده ها با لب و لوچه ی اویزوون خیره شدم به هنذفیریم که ارسام زد نفلش کرد .
این پسره رو باید ببرم تیمارستان !
روانی !!! اخه بگو احساساتت منفجر شد چرا اینو کشیدی ؟؟؟؟
پوفی کشیدم و بلند شدم .
گویا نزدیک اومدن همکارش بوده که یادی از ما کرده ارسام جون .
البته یادش تو سرش بخوره هندزفیریمو زد نیستو نابود کرد !
با غرغر گوشیمو گذاشتم تو کیفم و عین علامت سوال خیره شدم به ساک لباسام حالا چی بپوشم ؟؟
یکم لباسارو زیرو رو کردم و اخر بعد یه مشت کش و قوص به بدنم یه بلیز مشکی آستین بلند با شلوار لی پوشیدم .
آستینای بلیزم خیلی بلند بود و تا رو انگشتام میومد و جذبم بود واسه همین خیلی خوشگل ایستاده بود تو تنم .
ارایشم که بیخیال حسش نیست پس رفتم نشستم روی تخت ارسام
خدا کنه ادم خونگرمی باشه همکارش . اصلا حال ندارم عین عصا قورت داده ها بشینم ور دل این ماموت !
موهامم باز کردم و ساده دورم ریختم .
یعنی همکار ارسام چه شکلیه ؟
اسم همکار که اومد یه مرد کپل اومد تو ذهنم که لپ داره این هوا !!!!!خندم گرفت .
خاک توسرم کنن مگه قناده !!؟؟
تصوراتمم عین خودمن .
صدای در حموم اومد و ارسامم با یه حوله ی کوچیک دور کمرش اومد بیرون.پشتش به من بود .
برگشت و بدون توجه به دهن باز و چشای ورقلمبیده ی من خیلی شیک و خونسرد رفت سمت کشوش که کنار تخت بود و بازش کرد تا لباس دربیاره .
حالا منو میگی !!؟؟؟
کم مونده بود غش کنم دراز به دراز بیفتم رو تخت !!
ای جونم . بابا خوش هیکل . بابا شیش تیکه .بابا لواشک ! باقلوا !
زیر پاتو نیگا قلب مارو میبینی !
چشم هیزمو از هیکل جیگرش گرفتم و خودمو گرفتم که نترکم از خنده !!
یعنی دخترم اینقدر هییییز !!؟
چشاتو درویش کن نفس . یه وقت میری کار دستش میدیاااااا!!!
یهو دیدی ارسام باشکم بالا اومده رفت پایین!!!
یهو خودم از این فکرم ترکیدم از خنده !
واااای . اررررسااااام ...
سرمو انداخته بودم پایین و غش غش میخندیدم .
چشم ننم روشن !! چه فکرایی میکنم .
یکی بیاد جمعم کنه .
@romangram_com