#دختر شیطون_پارت_148

کلافه و عصبی موهاشو چنگ زد
- باز چته ؟؟
واقعا داشت باورم میشد که منو ارسام اصلا نمیتونیم دوستانه رفتار کنیم ولی خوب منم ادم بودم دیگه بسمه
صدامو انداختم رو سرم و جیغ زدم.
- به تو چه که من چمه ؟؟روانشناسی ؟ بابامی ؟شوهرمی؟
نامزد واقعیمی ؟؟؟؟واقعا پیش خودت چی فکر کردی ؟گفتی یه دختر بدبخت از آسمون نازل شده سرم بزار تا میتونم ازش سواری بگیرم. هر وقت دلم خواست ابراز تاسف کنم و بشم دایه عزیزتر از مادر .اگرم حوصلم سر رفت بزنمش . تحقیرش کنم . بهش پوزخند بزنم.
مگه کیو داره بره بهش بگه ؟؟ بزار خوب استفاده هامو بکنم ازش.اره ؟؟ اینجوری فکر کردی ؟؟؟من کی راضی شدم صیغت بشم ؟؟من به گور بابام بخندم همچین غلطی کنم اونم بدون اجازه ی خانوادم !یه بار یه گ.ه.ی خوردم توشم موندم . بسسسسمه دیگه .ببین این راهی که تو داری منو توش میکشی تهش میشه بدبختی منو هدف تو . ولی قرارمون این نبود . قرار بود هم من به هدفم برسم هم تو. با این کارت دیگه کسی منو میبخشه ؟اره ؟؟
یعنی اینه همه حمایتت ؟ اینجوری کمکم میکنی ؟؟؟
ارسام بهت زده فقط داشت نگام میکرد .
با بغض ادامه دادم
- تمومش کن آرسام . تمومش کن .
صورت ارسام یهو عصبی شد و چنان بازومو گرفت و کشید سمت خودش که چشمامو بستمو جیغ زدم . گفتم الانه که صورتم بخوره به سینه سفتش و داغون شم ولی تو سه سانتی صورتش نگهم داشت و عصبی گفت
- جوری حرف میزنی انگار میخوام صیغت کنم بعدم با شکم بالا اومده بفرستمت خونه بابات !!!
از حرفش گر گرفتم .بیشعور خجالت سرش نمیشه . اونقدرم فاصلمون نزدیک بود که حرف که میزد نفساش به صورتم میخورد !
صداش منو از فکر بیرون کشید
- دارم اینکارو میکنم که هم تو راحت باشی هم خودم . ولی مثه اینکه تو درکت پایین تر از این حرفاست !!من زدمت ؟؟؟ نفس من زدمت ؟؟؟کی تحقیرت کردم ؟؟
هر وقت چیزی گفتی جوابتو دادم . پس توهین و تحقیر حساب نمیشه .
اینقدرم چرت و پرت نباف واسه خودت که بخوای بشینی عین عاشقای دل خسته با اهنگ زار بزنی
ناخوداگاه عصبی شدم
- من کی عین عاشقای دل خسته اهنگ گوش دادم ؟؟ همیشه ناراحت که میشم اهنگ گوش میدم . اصلا همه دخترا همینن . چه ربطی به عشق داره ؟؟
خیره خیره نگام کرد و چیزی نگفت
منم تازه دوهزاریم افتاد از تو چه فاصله ی کمی تو ب*غ*لش دارم سخنرانی میکنم !!دستمو زدم به تخت سینشو ازش جدا شدم
اونم ولم کرد .
بدون اینکه نگاش کنم گوشیمو از کنارش برداشتم و هنذفیریمو جمع کردم .
با دیدن سیمش آه از نهادم بلند شد !!
سیمش از هم جدا شده بود ..
با حرص به ارسام نگاه کردم که بیشعور بدون معذرت خواهی بلند شد
-باز شروع نکنیا . کم ابغوره بگیر کوچولو پاشو لباس درست بپوش الان همکارم میاد .
نفسی از سر حرص کشیدم
- خب حالا همکارت بیاد چه ربطی به من داره !!؟
با اخم و جدیت گفت :
- تنها نیست . توهم باشی بهتره .
روم نشد بپرسم منو به عنوان چیکارش میخواد معرفی کنه . فقط با بغض به هندزفیریم نگاه کردم و مثل بچه ها لب ورچیدم !!! اورانگوتان وحشی !! ببین چیکار کرد با هندزفیری نازنینم....

@romangram_com