#دختر شیطون_پارت_132
زود تر از اون ایستادم جلو در و منتظر بودم تعارفای ترلان نکبت تموم شه که یهو دست ارسام دور کمر ظریفم حلقه شد .
با تعجب سرمو چرخوندمو نگاش کردم که یه پوزخند تحویلم داد و نگاهشو ازم گرفت
واااااییییی ارسسسااااااام مییکشششمت !! الان یعنی خواست بگه دارم فیلم میام خودتو ضایع نکن .
منو حرص میدی ؟ارهههههه؟
با حرص برگشتمو دندونامو محکم روهم فشار دادم . لعنتی .
سعی کردم فکر کشتن آرسامو از سرم بیرون کنم تا بتونم جلو نازنین جونش خوب جلوه بدم .
از دور یه خانم مسن و یه دختر همسن و سال نازنین اومدن داخل با ..
بلهههه اینم از نازنین جون .
خوشتیپ و خوشگل . همونجوری که حدس میزدم . لبخند مضحک و مصلحتی نشوندم رو ل*ب*م و خیره شدم بهش .
اونم وقتی وارد شد به اولین کسی که نگاه کرد من بودم .
اونم لبخند زد ولی صد رحمت به لبخند من لبخند نبود که پوزخند بود !!!
دلیلشو نمیدونم ولی همش دوست داشتم از سر لجم یجوری بکوبمش زمین . ولی رفتارش اصلا جوری نبود که بهونه بده دستم .
کاملا خانومانه و تازه خیلیم مهربون !
من که دیدمش به صورت جذابش نمیخورد ادم بدی باشه . ولی خوب لابد زود قضاوت کردم .
خلاصه نزدیک شدنو منم سعی کردم بیشتر لبمو کششش بدم که مثلا لبخندم ضایع نباشه .
اون خانمه اومد جلو و خیلی گرم بامن سلام و احوال پرسی کرد .
خیییلی صورت گرد و تپل و با نمکی داشت و چشماشم آبی بود !!
ماشالا اینا همه چشماشون خانوادگی آبیه ..!! اییشش .
حالا انگار چیه منم دارم خوب
اول فک کردم خانومه که خودشو طناز معرفی کرد مامان نازنینه ولی وقتی ترلان بهش گفت مامی تازه فهمیدم مامان ترلانه.
اون دختره هم یکم کم سن و سال تر از نازنین میزد و قیافه خوبی داشت .
اونم سلام گرمی کرد و خودشو نادیا خواهر نازنین معرفی کرد
گویا اینطور که شصت بنده خبردارشده نازنین جون به دلایلی خودشونو تلپ کردن خونه ارسام جون! اونم همراه مامان ترلان !!! خوبه والا .
حالا چراشو بالاخره میفهمم !!!
نازنین جونم اومد جلو و خیلی معمولی و یکم سرد با من سلام کرد ولی همچین به ارسام لبخند ملیح زد که دلم خواست قشششنگ موهاشو بکنم !
کثافت نکنه این از من خوشگل تره ؟؟؟؟؟؟!!
ولی ارسام باهاش سرد سلام کرد و صورت نازنین یکم دپ شد و دلمو خنک کرد !!
خودمم تو شوک بودم چی شد یهو اینهمه با این دختره دشمن شدم !!!؟
رفتیم تو خونه نشستیم رو مبلا .
یعنی فقط این مامان ترلانو عشقه !
همچین از صورتم تعریف کردو ذوق کرده بود انگار من عروس اونم !
آی جلو ارسام احساس غرور بهم دست داد دیدنی !!!!!
@romangram_com