#دختر شیطون_پارت_128

وای خدا حالا چه غلطی کنم !!!؟
چی بگم بهش !! همینجوریشم با ضایع بازی منو ارسام خودش تا تهشو خوند حتما .
خاک توسرم که شرفم رفت کف پام .
اصلا وایسا ببینم این از کجا میدونست ما تو ب*غ*ل هم میخوابیم یا به گفته خودش پلاسیم !!!؟؟¿¿¿
از فکری که به سرم زد انگار برق از بدنم رد شد !!!!!
آااااابروووو واااسسسم نمووووند!
تند و هول لیوان آبو رسوندم دست ارسام . اونم تا تهشو خورد و چند تا نفس عمیق کشید .
با بهت به مامانش گفت
- مامان شما از کجا میدونید منو نفس تو ب*غ*ل هم میخوابیم !!!!؟؟؟؟
اخییییی . سوال منو پرسیدی که گل پسر
منتظر به کتی جون نگاه کردم .
اول یکم هول شد ولی سریع به
خودش مسلط شد
- وااا . مادر خوب شما تو یه اتاقید اتاقم یه دونه تخت دونفره بیشتر نداره دیگه !!
ارسام طوری نگای کتی جون کرد که خودش سرشو انداخت پایین
- خب..خب ببخشید . آخه نگران نفس بودم
... هر چقدر در زدم کسی جواب نداد . واسه همین ..
بعد فقط مظلوم نگامون کرد ...
نگاه ارسامو که با اخم دید تند گفت
- به خدا فقط یه ثانیه نگاه کردم !!!
منو ترلان بهم نگاهی کردیم و یهو ترلان ترررکییید از خنده !!!
منم لبمو گزیدمو سرمو انداختم پایین .
این کتی جونم راه افتاده هاااا .
اومده نصف شبی مارو دید زده !!؟
ارسامم معلوم بود خندش گرفته ولی سرشو به معنی تاسف تکون داد و با حرف بعدیش دلم یه جوری شد .
- بفرما . با زنمونم نمیشه تنها باشیم و یکم خلوت کنیم .
سرمو بیشتر گرفتم پایین که اینبار کتی جونم خندش گرفت و گفت
- پسرم تو اول با نفس محرم هم شو بعد هر چقدر خواستی با زنت خلوت کن ,کیه که حرف بزنه ,قربون خجالتت بشم مادر . باید محرمتون کنم شما دوتا عروسی نکرده نوه دارم میکنید .....
واااای خدا اینا میخوان منو آب کنن امروز
کاملا حس کردم سرخ شدم و از خجالت از بس عرق ریختم پنج کیلو کم کردم
آرسامم نگام کرد و به یه چشمک زدن بسنده کرد .
دیگه هیچی دیگه ...
کاردک کسی داره جمعم کنه لطفا

@romangram_com