#دختر شیطون_پارت_127

- درضمن شمام دیشب جات خیلی خوب بودنه !!؟ . گردن من نابود شد . یادت باشه یه ماساژ بدهکاری نفس خانوم .
لبمو گاز کرفتمو به ترلان اشاره کردم که شیطون خندید و رفت از اتاق بیرون . پسره پرو .شانس من شیطون شده حالا, قبلا که برج زهرمار بود بهتر بود ....
حالا به ترلان که داره عین نامادری سیندرلا نیگام میکنه چی بگم !!!!!؟؟؟؟؟؟
ترلان یه خنده شیطون کرد
- اره ؟؟؟؟
با تعجب گفتم:
- چی اره !!!!؟؟؟؟
همونجوری که ازم اروم دور میشد مظلوم گفت
- دارم خاله میشم !!!!؟؟؟
یکم به حرفش فکر کردم و یهو جیغ زدم
- ترررلاااااااااااان!!!کششتمتت یعنیییی !!
دویدم دنبالش که از اتاق پرید بیرون و دررفت ... ایستادمو از خجالت لبمو گاز گرفتم .
دختره بیشعور ببین چی میگه !!
خوبه ارسام تو اتاق نبوداااا !!
صبحونه رو با ترلان و کتی جون و آرسام باهم خوردیم .
البته با چشم و ابرو اومدنای ترلان و چشمکای کتی جون چه صبحونه ای هم خوردیم, رسما کوفتم شد ,حالا هی من چشم غره میرفتم به ترلان که بس کنه ولی بیشعور بدتر میکرد و ابروهاشو برام مینداخت تند تند بالا و با نیش باز به ارسام اشاره می کرد دلم میخواست قیچی بردارم ابروهاشو کامل بچینم و نیششو جر بدم !
حالا بماند که این آرسام جونورم اصلا بدش نمیومد و هی زیر زیرکی میخندید .
خلاصه همه چی دست به دست هم داد تا صبحانه کوفتم شد .
حالا اینا همه به کنار . این کتی جونم باز نگاهاش داره خاص میشه .
یهو شصتم خبردار شد
به جون خودم نباشه به مرگ ترلان باز یه نقشه ای چیزی داره تو ذهنش !!!!
آخرین باری که نگاه خاص بهم انداخت تو مهمونی بود که شبش با استقبال ویژه ارسام جون حسابی منور شدم !!!!
مادر و پسری ترسناکنا
داشتم اروم چاییمو میخوردم و به ترلان و ارتا فکر میکردم که چه خوب شد اینا بهم رسیدن .
یهو با حرف کتی جون برق از سرم پرید !!!!خطاب به منو ارسام با شیطنت گفت
- شما دوتا اصلا به هم محرمین که شبا تو ب*غ*ل هم پلاسین ؟؟
من هاج و واج با دهن باز نگاهشون میکردم و نمیدونستم به جمله کتی جون بخندم که میگه تو ب*غ*ل هم پلاسین یا گریه کنم که لو رفتیم !!!
آرسامم همون موقع غذا پرید تو گلوش داشت خفه میشد !!!
حالا من نمیدونستم خودمو بگیرم یا ارسامو جمع کنم تا به دیار باقی شتافته نشه .
ولی راستم گفتاااا . خاک رس با کلوخای ریز و درشتش تو سرم !!
خوبه این به من نامحرمه همش تو حلقش میخوابم !!!!
لبمو گاز گرفتمو به بهونه ی آب واسه ارسام رفتم سر یخچال .
پشتم بهشون بود بطری آبو از تو یخچال برداشتم .

@romangram_com