#دختر شیطون_پارت_126
خم شدم از رو تخت بالشکشو برداشتم و خواستم خفش کنم که با جیغ پرید اونور تخت وگفت :
- اجییییییییی . به جون ملکه الیزابت هفت غلط خوردم !!!
با حرص همچین میزدم تو سرش انگار ارث بابامو کشیده بالا .
با حرص گفتم :
- منو اوسسسگل کردی بیشعور ؟؟
الان ادمت میکنم .
غش کرده بود از خنده ولی یهو با صدای بلند گفت :
- به جون ...خودم ..شوخی کردم..ارتا ازم خاستگاری ...خاستگاری کرد !!!
بالشت و دستم تو هوا خشششک شد .
این الان چی گفت !!!؟
شوکه زمزمه کردم.
- داری شوخی میکنی دیگه ؟؟؟؟
ترلان که از شدت ضربات من پهن شده بود رو تخت با خنده بلند شد نشست و همینجور که اشکاش که از شدت خنده داشت از چشماش پایین میومدو پاک میکرد
- نه به خدا .منم شکه شدم . اصلا هنوزم فکر میکنم دارم خواب میبینم .
یکم حرفاشو واسه خودم تجزیه کردم .
یهو چشمام گرد شد و گل از گلم شکفت!!
همچین با جیغ و ذوق پریدم ب*غ*ل ترلان که دوتامون پرت شدیم رو تخت !!!بدبخت کپ کرده بود
سفت به خودم فشارش دادم
- وااااایییییییییی باورم نمیشههههههه
خیلی خوشحالم ترلان . واقعاااا!!!!؟
خندیدو اونم منو به خودش فشار داد .
همینجوری رو تخت و همو میچلوندیم تو ب*غ*ل هم که یهو در اتاق بدون در زدن باز شد .
با تعجب از هم جدا شدیمو خیره شدیم به صورت جدی ولی یکم شیطون آرسام !من که حسابی تعجب کردم. اینکه خواب بود !!
ترلانم شوکه نگاش میکرد که خندید و همونجور که به دیوار تکیه داده بود خطاب به ترلان گفت :
- نچ نچ نچ . عروسم اینقدر هول ؟؟؟
اول تعجب کردم ولی بعد من زدم زیر خنده ولی ترلان سرخ شد و سرشو انداخت پایین.
وای صحنه عجیب ساااااال !!!
ترلان و خجالتتتتتتت ....!!!؟¿¿¿¿
جلل عجایب .رومو سمت ارسام کردم
- سلام . مگه تو خواب نبودی ؟؟
جدی و با اخم نگام کرد و با عصبانیت الکی گفت
- مگه شما دوتا وروجک میزارین ادم بخوابه ؟ از صدای جیغتون خواب از سرم پرید !!
منو ترلان خندیدیم که باز خطاب به من با یه لحن خاصی گفت:
@romangram_com