#دختر شیطون_پارت_116
تند تند بهش فحش میدادم و تو ب*غ*لم فشارش میدادم .
- عسسسل ! دختره روانی معلومه کدوم قبرستونی هستی که گوشی بیصحابت خاموشه ؟مرده بودی؟؟؟سکتم دادی اوسگل .
وای چقدر دلم برات تنگ شده بود
یکم که گذشت یهو از شوک اومد بیرون و همچین جیغ کشید که صد رحمت به من !!
پرید روم و هی ب*و*سم میکرد و تو ب*غ*لش میچلوندم
به زور خودمو ازش جدا کردم و گفتم :
- اهههههه . توهم منو گیر اوردیا .
بکش کنار ابیاریم کردی !
بعد یکم بهم خیره شدیم و دوباره عین دیوونه ها باهم جیغ زدیمو همو ب*غ*ل کردیم .
خیلی دلم براش تنگ شده بود .مادوتا حتی یه روزم از هم جدا نمیشدیم حالا چند هفته بود که ندیده بودمش و کلی باهاش حرف داشتم.
عسل گفت :
- وای نفس باورم نمیشه الان جلوم ایستادی !!
یهو حرفشو قطع کرد .
منم تازه یادم میاد وسط خیابون یه ساعته دارم لاو میترکونم !!!!!
با نگرانی دورمونو نگاه میکنم و بازوی عسلو میگیرم میکشمش یه گوشه .
یه نیشکون محکم از بازوش گرفتم که جیغش در اومد .
با حرص گفتم .:
- معلومه چرا گوشیت خاموشه ؟ از اون شبی که بهت زنگ زدم یه خبر ندادی چه قبرستونی هستی .
معلومم نیست این مهمونتون کیه که تو کلا منو یادت رفته .
تا اسم مهمون میارم رنگش میپره و با هول میگه .
-مهمون ؟؟ خ..خب چیزه فامیلای دور مامانم اینا اومده بودن
خیلی شلوغ بود . تازه گوشیمم سوخته .
مشکوک نگاش کردم .
میدونم راجب فامیلای مامانش دروغ گفت .
اصلا کاملا تابلو بود چون عسل اصلا دروغ گوی خوبی نیست ولی چیزی نگفتم و جاش با ناراحتی پرسیدم .
- گوشیت چجوری سوخت ؟؟
سرشو انداخت پایین
- افتاد تو پارچ آبی .
نفس عمیقی کشیدم
- عسل ؟
سرشو میاره بالا و نگام میکنه
-چیزی شده ؟
هول گفت:
@romangram_com