#دختر شیطون_پارت_113

لبمو گاز گرفتمو واسه دلداری خودم گفتم:
مثلا کی میخواد تو رو ببینه اخه ؟
بعدم حالا گیرم یکیم این وسط دیدت.با این تیپی که تو زدی و عینکت کسی اصلا تشخیصت میده اوسگل ؟؟
یکم اروم ترشدم ...
ولی ارامش که به ما نیومده !!
تازه یادم افتاد ارسامم نباید بفهمه !!!!!
ماشالا .
قربون خودمو نقشه هام برم که خانم مارپل باس پیشم لنگ بندازه .
آخه بگو دختره خر !
خو لااقل به این ارسام بدبخت میگفتی کمکت کنه .
این کاراگاه بازیات چیه دیگه !
سرتو انداختی پایین اومدی تو حلق شیر که چی بشه ؟؟؟
ارسام بود که راحت تر بودی .
عین خود درگیرا لبمو محکم گاز میگیرم و واسه خودم زمزمه میکنم بالاخره تا کی میخوای از ارسام کمک بگیری ؟
اون که مسئول بدبختیای تو نیست .اون خودش کلی درگیره .
از الان خودت باش .
تند تند سرمو تکون دادم .
وای دیوونه نشم خیلیه!!!
چقدر فکر میکنم .
دوباره به درشون نگاه کردم .
نخیر ! پشه پر نمیزنه .
یهو یادم اومد دم آخری گوشیمو هم اوردم . باز خوبه عقلم کار کرد تو این یه مورد.
تکیه دادم به دیوار پشت سرم و تند تند شماره عسلو گرفتم.
لعنتی خاموش بود .واسه هزارمین بار .
چرا خبری نیست ازش ؟؟؟
با حرص گوشیو گذاشتم ت
و کیفم و دوباره نگام رفت سمت خونه .
همینجوری چشمم به خونه بود که یهو صدای ماشین اومد .
فوری شالمو کشیدم جلو و شروع کردم اروم قدم زدن .
حالا ینی مثلا دارم پیاده روی میکنم .ماشین از کنارم گذشت .
یه شاسی بلند سفید بود.
یکم که دور شد منتظر بودم از کوچه بره ولی سرعتشو کم کرد و جلو خونه عسل اینا ایستاد .
منم سریع برگشتم و نامحسوس رفتم سرجای خودم . رفتارم ضایع نبود .

@romangram_com