#دختر شیطون_پارت_107
یهو تمام اتفاقات دیشب اومد تو ذهنم
ارسام مست بود .
وااااااااایییییی ارسااااام
دستمو به زور و هزار بدبختی از زیر بدنش کشیدم بیرون .
همچین با مشت زدم تو پهلوش که بد بخت شیش متر پرید بالا و حالت نیم خیزو شوک زده نگام کرد .
منم تا دیدم تو باغ نیست به زور خودمو کشیدم بیرون و رفتم اونورش .
بدبخت عین این مسخ شده ها برگشت نگام کرد .
منم بالشتشو برداشتم و اماده گرفتم تو دستم .الان ادمش میکنم من اینو .
عصبی گفتم:
-دیشب جات خوب بود ؟
دیدم گیج داره نگام میکنه
کفری شدم و جیغ زدم .
- دیشششششب منو سکته دادی نکبت . تو که بد مستی چرا میخوری این کوفت و زهره ماریو ؟؟؟؟اخه چرا وقتی جنبش رو نداری میخوریییی ؟؟؟
دیدم حرصم خالی نمیشه با جیغ و داد !
بالشتو بردم بالا و حالا بزن تو سرش کی نزن !!
پسره نقطه چین . ایشالا خیر و خوشی نبینی. الهی موهات دونه دونه بریزه کچل بشی .
دستاشو ضربدری گرفته بود جلوی سر و صورتش که مغزش متلاشی نشه.
صداشم در نمیومد بچم .
ولی حقشه . بزار دلم یکم خنک شه .عین کولیا جیغ زدم .
- یعنی یه بار دیگه تو لب بزن به این اشغالا تا بهت بگم .
داشتم تند تند ترور شخصیتش میکردم که یهو گفت :
- چی میگی بابا چت شده وحشی ؟؟مگه چیکار کردم ؟؟؟
اقا چشتون روز بد نبینه !!
همین اینو گفت ! انگار اتیش زدن منو .بلند جیغ زدم
- چیییییکار کردییییی؟دیگه چیکار میخواستی بکنی ؟؟؟تو خجالت نمیکشی ؟ خودتو میزنی به اون راه ؟میخوای بگی یادت نییییسسس !!!
حالا مگه ولش میکردم ؟؟؟
بدبخت ضربه فنی شد .
دوباره گفت :
- بابا چی میگی تو ؟ اول صبحی روانی شدی ؟
چشمام گرد شد و بالشتی که بالای سرم برده بودم بزنم تو ملاجش تو هوا خشک شد ...
ینی یادش نی ؟؟؟ اخییی الکی زدمش ینی ؟؟؟؟؟؟
با تعجب و شک گفتم :
- یعنی واقعا یادت نیس ؟؟؟؟
@romangram_com