#دختر شیطون_پارت_105

تن لشتو از روم بردار .اون دوستای کثیفتم عین خودتن .حرف دهنتو بفهم .
یهو احساس کردم یه طرف
صورتم آتیش گرفت . برای بار دوم شکه شدم .
دیگه بس بود .خیلی تحقیر شدم . این داشت چه غلطی میکرد؟ منو زد ؟؟ کسی که تا حالا کسی جرات نکرده نازک تر از گل بهش
بگه ؟
خواستم چیزی بگم که با دادش سکته کردم و خفه شدم .
- مثله اینکه حالیت نیست داری با کی حرف میزنی دختره احمق !
صداتو ببر .
بوی شدید الکل اذیتم میکرد .
معلوم بود این حالتاش غیر عادیه .
از بی پناهی خودم گریم گرفت .
ازینکه راحت منو میزد و کسی چیزی نمیفهمید . چقدر تنها بودم .
اینجوری هوامو داشت ؟
نفس نفس میزد . هنوز عصبی بود .
دوتامون نفس نفس میزدیم .
من بخاطر گریه و فشاری که روم بود اون واسه عصبانیت .
تو فاصله نزدیک خیره شد بهم .
بی صدا هق هق میکردم .
کاش اون کوفتی رو نمیخورد .
کاملا معلومه خیلی بد مسته .
داشتم به این فکر میکردم که چرا از روم بلند نمیشه که یهو حس کردم یه چیز داغ و مرطوب نشست رو ل*ب*ا*م!
احساس کردم زمان ایستاد ....
بدنم داغ شد و رد عرق سرد رو رو مهره های کمرم احساس میکردم بی هیچ حرفی ل*ب*شو چسبوند به ل*ب*م تکون نمیخورد . بی حرکت .
چشماش بسته بود . منم کلا تو هنگ بودم .این همه شوک تو یه شب خیلی زیاد نبود ؟
اروم شروع کرد به ب*و*سیدن ل*ب*م . خیلی نرم,جوری که شک کردم این همون ارسامی باشه که منو زد .
ناخداگاه چشمام بسته شد .
چرا عقب نمیکشیدم ؟چرا نمیزدم تو صورتش ؟
داشتم ل.ذ.ت میبردم .
یه قطره اشک روی گونم چکید .
ولی نه همراهی کردم نه تقلا .
چرا قفل شدم ؟ مگه ادعای پاکیم نمیشد ؟مگه از پسرا بیزار نبودم ؟
ل*ب*شو از ل*ب*م تا زیر گردنم کشید .
دستش نرم توموهام حرکت میکرد .بدنش داغ بود .

@romangram_com