#دختر شیطون_پارت_104

چرا همچین کرد با خودش ؟؟حالا من برم بر*ق*صم خودم اذیت میشم به اون چه ربطی داره ؟؟
رفتم تو حموم ولباسمو عوض کردم .اخیششش . راحت شدما . خیلی لباسه باز بود پایینش .
همونجا ارایشمم پاکیدم و تازه تونستم پی ببرم چقدر ناراحت بودم .والا اصلا نمیشد چشامو بمالم !از خودم خندم گرفت .
عین پیر زنا بودم .
در حموم رو باز کردم و اومدم بیرون و
درو بستمو برگشتم .
ارسام با بالا تنه برهنه رو تخت
خوابیده بود .
وا . مگه من رو تخت نبودم ؟چرا این اتراق کرده پس؟
رفتم بالای سرش و گفتم :
- جات راحته ایشالا ؟ چیز میز نمیخوای تعارف نکنیاااا .نوشابه ای سالادی؟
نگاه سرد و بی تفاوتش رگه های قرمز داشت . دوباره گفتم :
- امشب چت شده تو ؟؟ معلوم هست ؟
بازم چیزی نگفت . پسره الدنگ !
بره بمیره اصلا . دیدم تا صبحم فک بزنم این عین سیب زمینی نگام میکنه .واسه همین عصبی گفتم :
- پاشو برو رو مبل بخواب جسد !
پاشو خوابم میاد
تا اینو گفتم انگار اتیشش زدن ! چشماش برزخی شد و تو یه حرکت جوری لباسمو کشید سمت خودش که صدای پاره شدنشو شنیدم .
جلوی لباسمو گرفت و پرتم کرد کنارش رو تخت .
کاملا شوکه شده بودم . زل زده بود تو چشمام . مثل خرگوشی که افسون چشم مار میشه نگاش میکردم .انگار قفل شده بودم .
تا به خودم اومدم خواستم فحش بدم که نیم خیز شد روم و چونمو تو دستش گرفت . از چشمای سرخش و نفسای کشیدش ترسیدم . ترسناک شده بود .

دستشو مثلا به حالت نوازش ولی با خشونت روی پهلوم کشید .
داشتم قالب تهی میکردم .ولی چیزی نمیگفتم .با صدای خش دار گفت :
- خوب با اون فرید اشغال
ل.ا.س میزدی ! حالا نوبت ما که شد پاک و معصوم شدی ؟؟توهم یه اشغالی مثل همه دخترا .
توهم مثل نازنین کثیف و خرابی.
صبر کن ببینم . تو اصلا دختری ؟ ادعای پاکیت میشه با همکارم میریزی روهم ؟ . همتون یه مشت ه.ر.ز.ه و بی لیاقتین.
با دهن باز نگاش میکردم .
داشتم خورد میشدم زیر این همه تحقیر و تهمت .اشکام بی مهابا میریخت .با پاهاش قفلم کرده بود و نمیونستم تکون بخورم .
پست و ه.ر.ز.ه هیکلته بیشعور .
تف انداختم تو صورتش وبا گریه گفتم :
- خفه شو عوضی ه.ر.ز.ه خودتی.

@romangram_com