#دختر_ماه_پارت_37


_ناراحت نباش..من ناراحت نیستم میدونم همه اون کارات بخاطر خودم بوده فقط قول بده دیگه به ذهنم نفوذ نکنی...





پری بلند شد و اومد کنار من نشست..دستمو گرفت و گفت:

پری :قول میدم سوین..هیچوقت دیگه چیزیو بهت تحمیل نمیکنم

لبخندی زدم و رو به ساشا گفتم:

_شما میگین اونا یه نقشه از طرف شما بوده..ولی چجوری میشه توو اون آزمون بورسیه دقیقا ما سه تا قبول بشیم؟؟!!!!

ساشا لبخند مرموزی زد و گفت

ساشا:خب اون آزمون هم یه نقشه بود ..

_چیییی؟؟اخه چجوری ؟!!!!

ساشا:کاری نداشت ما به مدیر دانشگاه گفتیم که یه آزمون بزاره واسه بورسیه به امریکا اونم خیلی راحت قبول کرد..البته با نفوذ به ذهنش بعدشم که امتحان تموم شد اون فقط اسم شما سه تا رو گذاشت

_خب چرا آرمان رو هم قاطی ماجرا کردین...چرا فقط اسم من و پری رو نگفتین

این بار دیاکو جواب داد

دیاکو:چون اونا نمیتونستن فقط دختر بفرستن واسه بورسیه و پسر هم حتما باید توو لیستشون باشه..بخاطر همین آرمان هم اومد توو ماجرا..اگه نمیومد کلی مشکل از طرف بقیه که مسئول فرستادن شما بودن پیش میومد و دست کاری ذهن اون همه آدم مشکل بود واقعا

romangram.com | @romangram_com