#دختر_فوتبالیست_پارت_96
کوهيار بلند شد و دقيق به خودش خيره شد.بعدش هم نگاهي به من انداخت
کوهيار-چي ميتونم بگم؟
سرم رو با غرور گرفتم بالا و گفتم:فقط تشکر
کوهيار-خوبه
بازم ضايع شدم.يعني يه تشکر تو دهن بو گندوش نميچرخيد؟
از اون پسره هم که اسمشم بلد نبودم خدافظي کرم.پولم گفتم بذار به حسابم.جون شهاب در بياد حساب کنه.به من چه!!
با هم رفتيم به يه مرکز خريد.تمام لباس ها رو از نظر ميگذروندم اما هيچکدوم اوني نبودن که من خوشم بياد.
________________________________________
اما يه لباس بدجور نظرم رو جلب کرد.
يه بوليز سفيد بود.شايد يه چيز معمولي باشه.اما کت کرمي که تويه مغازه ي ديگه ديده بود ميتونست چيزه خوبي از اب دربياد.
فرستادمش تو اتاق پرو.از اقاهه لباس و کت رو گرفتم و دادمبهش تا تنش کنه.نگار داشت پيرهن تنش ميکرد.خيلي طولش داد.
من-چيکار ميکني اون تو؟
romangram.com | @romangram_com