#دختر_فوتبالیست_پارت_95


حوصلش رو نداشتم واسه همين گفتم:

سلام.منم خوبم.تو هم خوبي.ديگه کار داشتم نشد بيام.همه ي جد و ابادمم خوبن

دستش رو کشيدم و بردمش پيشه کوهيار

من-اينم خوراک امروزت

پسره-حالت خوبه شهاب جان؟

من-اره فقط يکم عجله دارم

پسره-ok....سريع واست درستش ميکنم.به مدله موهاي خودش نگاه کردم.جلوي موهاش فقط يکم اينور و اونور بود.فهميدين که چي ميگم؟مثه خوان ميگل(کوهيار کجا خوان کجا!!!)

من-مثه موهاي خودت واسش درس کن

نيم ساعتي نشسته بودم.مگه وامونده داشت چيکار ميکرد؟مجله رو بستم و نفصم رو دادم بيرون

پسره-بيا اينجا شهاب جان....بيا ببين واست چيکار کردم

رفتم نزديک تر.کوهيار رو تو اينه ديدم.خيلي خوشگل شده بود.موهاي قهوه اي تيرش حالا ديگه سيخ سيخ نبود.

تمام موهاش شانه شده بود به غير از جلوي موهاش که يکم بالا رفته بودن.(به خدا نميدونم چجوري توضيح بدم.خودتون مدل خوان رو در نظر بگيرين!!)


romangram.com | @romangram_com