#دختر_فوتبالیست_پارت_87


من-خب اگه شماره تلفنش و عکسش و ادرس خونشون رو بهم بدي کاري ميکنم سه سوته عاشقت بشه

کوهيار نگاه نامطمئنش رو زوم کرد بالا

کوهيار-من از کجا مطمئن باشم؟

يکم اداي کسايي رو که دارن فکر ميکنن رو در اوردم و بعدش گفتم:خب اگه نشد تو دختر بودن منو لو بده

کوهيار خنده ي شيطاني کرد و گفت قبوله

دستمو به سمتش دراز کردم و گفتم قبوله

وقتي دستشو گذاشت تو دستام لبخند دوستانه اي کرد....از اونايي که زيرش هزار تا حيلس

قرار شد کوهيار فردا با دختره که اسمشم نياز بود قرار بذاره تا منم بشناسمش

شمارشم بهم داد.حتي ادرس خونشون رو.چجوري به ادم مکاري مثه من اعتماد کرده بود(شکست نفسي ميفرماييد)

با خيال راحت گرفتم خوابيدم.فردا اون دختره رو ميديدم.اما بدجور اسمش به دلم نشسته بود

نياز.....

صبح با صداي گوشيم بيدار شدم.تو يه چشم به هم زدن صبح شد بعد از ظهر.از محبي کلاس هاي بدنسازي رو مرخصي گرفتيم و دِ برو که رفتي...


romangram.com | @romangram_com