#دختر_فوتبالیست_پارت_76
زير چشمي بهش نگاه کردم و جملمو تند گفتم
چون خوابم نميبورد
کوهيار حرصش در اومده بود.اما معلوم بود حوصله ي کل کل نداره.به من چه که اون تو اتش بسه.من بايد کرم خودمو بريزم
کوهيار-چرا بين اين پسرايي؟
من-چون خوابم....
کوهيار-جونه من
خنده اي کردم و لهاف رو از روي شونه ي کوهيار به سمته خودم کشيدم و نصفش رو دور خودم کشيدم.چون لهاف کوچيک بود مجبور بودم خودم رو به کوهيار بچسبونم.اونم حرفي نزد پس منم به روي خودم نيوردم
من-چون رقابت با جنس تو رو دوس دارم
کوهيار-اسمت چيه؟
من-خانوم خوشگله
کوهيار-نميخواي بگي؟
من-اسمم زياد مهم نيس.يه روز بت ميگم
کوهيار-هرجور راحتي
romangram.com | @romangram_com