#دختر_فوتبالیست_پارت_67


فکر ميکردم با اون ضربه اي که من به پاش زدم تا چند روز نتونه از جاش جم بخوره.ولي ککش هم نگزديد.اينقدر که سگ جونه.

________________________________________

تا نهار نزديک اتيش نشسته بودم و واليبال بچه ها رو نگا ميکردم.چون سرم خيلي درد ميکرد.چقدر اونجا به خودم فشار اوردم تا گريه نکنم.

همه ي اون فشارا باعث شد يه ربع دنبال دسشويي بگردم.محبي کنارم نشست و درباره ي مسابقات و امتيازات و از اين جور چيزا باهام حرفيد.چه مرد خوش صحبتيه.واسه نهار بچه ها کباب درست کردن.گندشون بزنه با اون کباب درست کردنشون.

اينقدر مثافت کاري کردن که دلم نميومد حتي بهش ناخونک بزنم.اما از اونجايي که در نقش شهاب پلشت بودم مجبور بودم يه کباب رو به زور نوشابه بخورم.

اما بعدش همش هوق ميزدم.عجب ضايع بازي در اوردم چون همه به من نگاه ميکردن.

بعد از نهار همه رو زمين نشستيم و گول يا پوچ بازي کرديم.از اونجايي که من دکتراي اين بازي رو از خارج گرفته بودم همش تيم ما برنده ميشد.همه ي بچه ها روهم شايد 25 نفر ميشديم.تعدادمون اونقدري بود که تو بازي خر تو خر بشه و همه تقلب کنن.

بازي که تموم شد هرکي يه کاري کرد.منم رفتم تو چادر خوئمون تا کپم رو بذارم.

بيدار که شدم هوا تاريک شده بود.ساعت 10 شود.اينقدر خوابيدم؟

از تو چادر اومدم بيرون و بچه ها رو ديدم که دور اتيش جمع شدن.هر چي نزديک تر ميشدم صداي قشنگتري ميشنيدم.يکي از بچه ها ساز دهني تو دستش بود و اهنگ خيلي قشنگي رو ميزد.

کيارش بهم اشاره کرد که کنارش بشينم.پيشش نشستم و کيارش يکم از پنوش رو به من داد و دنه داغش رو چسبوند به من.به ياشار که ساز دهني رو با مهارت خاصي ميزد خيره شدم.

با چشم دنباله کوهيار گشتم که نگام تو نگاش گره خورد و اون دهنش رو برام کج کرد.منم چشمام رو لوچ کردم و صورتم رو واسش تکون دادم.طرف راستم کنار دوستش نشسته بود.اهنگ ياشار خيلي سوزناک بود.خميازه اي کشيدم.کاشکي به جاي ساز دهني تنبک ميزد!!


romangram.com | @romangram_com