#دختر_فوتبالیست_پارت_389
گرم و صميمي همديگر رو بغل کرديم.با همه خداحافظي کردم و به سمت هواپيما به راه افتادم.
*****
اشکام رو پاک کردم و پاکتي که نيکل بهم داده بود را باز کردم.چندتا عکس بودن.عکس اول ماله روزي بود که توي ورزشگاه اولم با هم گرفته بوديم.
عکس دوم ماله روزي بود که براي اولين بار اون پل رو کشف کرديم.
عکس سوم هم مال روزي بود که شهر بازي رفته بوديم و من با اون چهره ي خنده دارم خيلي بامزه به نظر ميرسيدم.ناخوداگاه لبخندي زدم.
چقدر ارزوها زود خاطره .....و خاطره ها چه زود ارزو ميشن
عکس ها رو توي کيفم گذاشتم و از پنجره به خونه ي موقتم زل زدم.به سرپناه موقتم.شهر موقتم.....خداحافظ
******
شهاب-شيرين از وقتي که برگشتي تيريپ احساساتي برداشتي.
چونم رو توي دستاش گرفت و صورتم رو از همه ي زوايا نگاه کرد و گقت:چيز خورتم که نکردن پس چي شدي؟
دستش رو پس زدم و گفتم:اه ولم کن ديگه شهاب
شهاب-اوه اوه جنبت رو هم که غارت کردن
romangram.com | @romangram_com