#دختر_فوتبالیست_پارت_373
خنده اي از سرخوشي کردم و گفتم:تو هم داداش حزب باد خودمي
شهاب-لوس ننر
من-شهاب دارن در ميزنن فعلا کار نداري؟
شهاب-تبريک ميگم گوگولي.باي
من-باي و زهر مار...خداحافظ
نصف فارسي حرف ميزنه نصف انگليسي.خب يا اينور باش يا اونور ديگه.
در رو باز کردم و با چهره ي بشاش نيکل روبرو شدم.پريد بغلم و گفت:تبريک ميگم عزيزم خبرش رو تو سايت ورزشگاهش خوندم
گونه ي نيکل رو بوس کردم و گفتم:ممنونم عزيزم.خوب کاري کردي اومدي منم حوصلم سر رفته بود.
نيکل با خوشحالي که از حرکاتش معلوم بود رفت به سمت مبل ها و من هم در رو بستم و رفتم پيشش.
*****
يک بار ديگه خودم رو تو اينه چک کردم.به نظر خودم که خيلي توپ شده بودم.ولي کاملا مطمئن بودم الان که برم بيرون اينقدر مردم از من خوشتپ تر پيدا ميشن که از کت جديدم زده ميشم.
يه کت بلند ليمويي خريده بودم که تا زانوم ميومد.زيرش هم يه بلوز معمولي پوشيده بودم.شلوار لي مشکيم رو هم پام کردم.موهام رو هم با کش بستم.کلاه مشکيم رو هم سرم کردم.کفشهاي ليموييم رو هم پام کردم. کوله پشتي مشکيم رو هم برداشتم و زدم بيرون.
romangram.com | @romangram_com