#دختر_فوتبالیست_پارت_372
من-شهاب من جدي ام
شهاب-نه تو شيريني
من-بخدا قطع ميکنم ها
شهاب-حالا چت شده بي جنبه شدي؟
من-خب....خب....امروز اون تست ورودي ورزشگاه....بود
شهاب-رفتي؟
من-اره رفتم...اما....اما
شهاب بانگراني پرسيد:اما چي؟قبولت نکردن؟
من-شهاب....اما....اخه اونا....قبولم ....
شهاب-شيرين جون بکن
من-...اونا....اونا....قبولم کردن
صداي جيغ شهاب پيچيد تو گوشم و باعث شد ضربان قلبم بالا بگيره.چقدر ديدن خوشحالي اعضاي خانوادت ميتونه برات لذت بخش باشه.
شهاب-شيرين تو معرکه اي...پس بالاخره به حقت رسيدي...خواهر خودمي.خواهر ديوونه ي خودمي
romangram.com | @romangram_com