#دختر_فوتبالیست_پارت_363


********

فرانک دوباره نگاه مطمئني بهم انداخت و گفت:دختره ي لوس بي خاصيت خب برو تو ديگه

من-نه فرانک بيا باهم بريم

فرانک-حتما ميخواي دستمم بگيري که يه وقت کسي نياد بخورتت

من-فرانک من استرس دارم منو درک کن

فرانک-جمع کن بساطت رو تو که اينجوري نبودي

من-اره خب اما کمال همنشيني با تو روم تاثير گذاشته

فرانک-شيرين اگر نري به زور ميبرمت

دست به سينه ايستادم و گفتم:جراتشو نداري...بعدشم دستم رو توي هوا تکون دادم و وسط خيابون با حالت لات گونه ايي به فارسي داد زدم:

هرکي با شيرين در افتاد ور افتاد

فرانک با تعجب بهم نگاه کرد و گفت:چي داري ميگي؟بزن اون کانال منم بفهمم

به انگليسي بهش گفتم:هيچي فقط يه جمله بود که از پسراي محلمون ياد گرفته بودم


romangram.com | @romangram_com