#دختر_فوتبالیست_پارت_333


بهنوش-چون خواهش ميکني باشه ميگم.....هيچي ديگه رفتم سر قرار.يه تيپي زده بود لعنتي دختر کش

من-هيز بي چشم و رو مگه خودت اقا نداري که پسر مردم رو ديد ميزني؟

بهنوش-يه نگاه حلاله....گل بگير اونجا رو تا بگم

خلاصه که رفتم سر قرار.تا منو ديد سريع از جاش بلند شد و شروع کرد به احوال پرسي بعدش هم باهم رفتيم رو يه نيمکت نشستيم.بعد از کلي حاشيه چيني و چرت و پرت گفتن ازم خواست ايميلت رو بهش بدم

من-خب خب تو چيکار کردي؟

بهنوش-هيچي ديگه ديدم جوون مردم داره از دست ميره دادم

من-تو بيجا کردي

بهنوش-شيرين الان وقت ندارم باهات کل کل کنم مامان صدام ميکنه فعلا باي

من-اي بخوره تو سرت اون باي گفتن...خدافظ

بعد از اينکه گوشيم رو انداختم اونور رفتم تو فکر.چرا ايميلم رو ميخواسته؟اين بهنوش هم همش دوست داره دستش تو کار خير باشه.خب بگو نبايد يه مشورتي باهام ميکردي بعدش ميدادي؟

ميخواستم برم براي خودم چاي بريزم که صداي اس ام اس گوشيم بلند شد.شيرجه رفتم رو گوشيم.بهنوش بود.

-شيريني بد تر از تلخي ترسيدم پاي تلفن بهت بگم شمارتم بهش دادم....گفتم شايد ديگه تو ايميلت نري شمارتم محض احتياط داشته باشه....عصبي نشو خونت چرک ميشه..بوس بوس)


romangram.com | @romangram_com