#دختر_فوتبالیست_پارت_323


بعد از اينکه دوباره وارد همون سالنه شديم پريدم بغل فرانک و کلي ازش تشکر کردم.بااينکه يه شانس عالي رو از دست داده بودم اما باز همينم غنيمت بود برام.بعد از اينکه ثبت نام کرديم و هزينه رو به حسابشون واريز کرديم از باشگاه اومديم بيرون.

قرار شد تا دوهفته فرانک حمل و نقلم رو به دوش بکشه از اون به بعد خودم برم و بيام.چون بايد کم کم ياد ميگرفتم.

قبل از اينکه بريم خونه فرانک منو به يه مرکز خريد بزرگ برد و چيزايي که دوست داشتم و يا واقعا برام لازم بود رو خريدم.

اينقدره خوراکي هاي خوشمزه و خوشگل داشت که ادم هول ميشد.کلي هم شکلات خريدم.

ناهار رو هم با هم تو يه رستوران ايتاليايي خورديم.غذاهاي ايتاليايي ها واقعا فوق العاده بود اما بازم به گرد پاي غذاهاي ايران نميرسيد.بعد از ظهر هم قرار شد بريم دور شهر رو بگرديم.





ناهار رو هم با هم تو يه رستوران ايتاليايي خورديم.غذاهاي ايتاليايي ها واقعا فوق العاده بود اما بازم به گرد پاي غذاهاي ايران نميرسيد.بعد از ظهر هم قرار شد بريم دور شهر رو بگرديم.شب خسته و کوفته برگشتم خونه.خيلي خيلي روز خوبي برام بود.پا گذاشتن تو يه دنيا ي جديدي که نه با فرهنگشون اشنايي داري و نه کسي رو اونجا ميشناسي برام جالب بود.فرانک هم خيلي خوب هوام رو داشت.درباره ي همه جا برام توضيح ميداد.برام ولخرجي ميکرد.

حالا ميفهم فرانک منهاي اون حرف زدناي زيادش ادم خيلي خوبيه.ميتونم باهاش احساس راحتي کنم با اينکه دوروز بيشتر از اشناييمون نميگذره!!

از پس فردا کلاس ورزشم شروع ميشه.هفته ي بعد هم قراره با فرانک برم براي کاراي دانشگاهم.

کلاس ورزشم يک ساعت و نيم در روز و يه روز در ميونه.

يک روز در هفته هم مخوام کلاس شنا بردارم.چون دوست دارم از همه چيز اينجا استفاده کنم.


romangram.com | @romangram_com