#دختر_فوتبالیست_پارت_310

فرانک-شيرين من نميدونم چرا اون کار رو کردي اما خطاي واضح تو ممکنه اين شانس رو ازت بگيره

من-فرانک اگر اين شانس رو از دست بدم بايد بر گردم؟

فرانک-معلومه که نه....تو بايد از باشگاه هاي سطح پايين تر شروع کني.اينجوري کارت دوبرابر ميشه.

من-چرا؟

فرانک-اگر هدفت بالا باشه اين باشگاه برات بهترين باشگاه ميتونست باشه.تو اين باشگاه هر کسي رو قبول نميکنن. و تو بخاطر وجود من تونستي اين تست رو بدي.کسايي تو اين باشگاه کار ميکنن که هدفشون در حد المپيک و تيم ملي و از اين چيزاس.چون اينجا خيلي قوي کار ميشه

سرم رو انداختم پايين....کاشکي جيغ جيغاش که باعث از بين رفتن تمرکزم ميشد رو تحمل ميکردم.

ده دقيقه بعد منشي ازمون خواست تا بريم داخل.جين با ديدن من از جاش بلند شد و اومد نزديک تر.

نگاهي به دختره انداختم.روي يه تشک يه گوشه دراز کشيده بود و داشت اب ميخورد.اي که خودم با همين دستام کفنت کنم.....

جين-عزيزم ما فردا خبرش رو بهت ميديم

من-خبر چي رو؟

جين-اينکه ميتوني بيا يا نه

من-اهان

بعد از يه خورده صحبت هاي حاشيه اي ازشون خدافظي کرديم و از باشگاه خارج شديم.

romangram.com | @romangram_com