#دختر_فوتبالیست_پارت_309
ديگه خيلي صبر کرده بودم.تو يه حرکت سريع وقتي داشتم توپ رو از بين پاهاش ازاد ميکردم خيلي نامحسوس يه ضربه زدم به مچ پاش.
ضربه ي اروم من همانا و جيغ رنگين کموني اين دختره هم همانا.يه دادي کشيد و پخش زمين شد که من به پاهام شک کردم.
سريع نشست رو زمين و مچ پاش رو گرفت و بلند بلند به من گفت:دختره ي دهاتي وحشي اين چه طرز بازيه تو به درد اينجا نميخوري برگرد به خونتون برو گمشو از باشگاه من ااااااي
حقش بود ضربه ايي که خورده.حالا که فيزيکي زدم بايد زبوني هم وارد عمل بشم.سريع جبهه گيري کردم:خانوم محترم شما هنوز اداب حرف زدن رو ياد نگرفتيد چطور اينجا راتون دادن؟
دختره ي نگاه چپ چپ بهم کرد.با اون دماغ افسايدش....برو بابا جيغ جيغو
همه دورش جمع شده بودن و داشتن معاينش ميکردن.انگاري دختر ملکه ي انگليس افتاده.
به جونه عمه ي محترمش اگه کاريش شده باشه.مگه با چي زدمش؟
فرانک بهم نزديک شد و گفت:منکه فهميدم زديش اينا رو نميدونم
بعدش هم سري از روي تاسف تکون داد.يعني خاک تو گورت اين چه کاري بود.....راستش خودم اصلا پشيمون نبودم چون حساب بعضي از دخترا رو واقعا بايد رسيد.
نميدونم چرا کسي به اين جيغ جيغاش چيزي نگفت.اخه تا جايي که من ميدونم نبايد کسي حرفي بزنه پس چرا اين اينقدر اه و اوه کرد کسي اعکس العملي نشون نداد؟
وقتي جين از بالاي سر دختره ي جيغ جيغو بلند شد اومد سمت من و گفت:دختر خوبم ميتوني تو سالن بيرون منتظر بموني تا ما خبرش رو بهت بديم.
يه اوکي گفتم و اومدم بيرون.روي اولين صندلي نشستم.فرانک هم چند دقيقه بعدش اومد پيشم و نشست.
romangram.com | @romangram_com