#دختر_فوتبالیست_پارت_305
فرانک هم ده دقيقه بعد زنگ زد که برم پايين رسيده....
وقتي رفتم پايين با يه ماشين شيک مشکي طرف شدم که حتي از اسمش هم چيزي حاليم نميشد.قيافه ي نديد و بديدانه ي خودم رو جمع و جور کردم و در جلو رو باز کردم و سوار شدم.
فرانک کلي سوال پيچم کرد که زندگي اينجا چطوريه و خونه چطوريه و از اين حرفا.دقيقا اونجا فهميدم که اگه اين زن ميشد تو دوران پيريش از اين پيرزناي وراج ميشد که فقط دنبال يه گوش واسه حرف زدن ميگردن!!
****
به در ورودي خيره شدم.بعضي از دخترا گريون از ورزشگاه خارج ميشن.اما بر عکس اونا تعداد کمي هم شاد و خوشحال ميان بيرون.
همشون شلوارکاي کوتاه با تاپ پوشيدن.حالا منو نگاه کن انگاري اومدم عروسي بي بي ام !!
رو کردم به فرانک و به انگيلسي گفتم:فرانک منکه لباس ورزشي نپوشيدم
فرانک-ميدونم دختر....براي همين يه دست لباس برداشتم گفتم شايد نياري
با خودم فکر کردم اخه لباس ورزشي دخترانه چه بدرد اون ميخوره....اما خلاف تصورم وقتي تو رختکن ميخواستم لباس رو تنم کنم با يه گرمکن ورزشي گشاد روبرو شدم.
وقتي گرمکن رو پوشيدم انگاري تو رنگ سورمه ايش در حال غرق شدن بودم.
با همون وضعيت افتضاح اومدم بيرون.اکسرا داشتن نگام ميکردن.چون استيناش و پاچه هاش برام بلند بود مجبور شدم تاشون بزنم.
با اون پاچه هام بيشتر شبيه کسايي شده بودم که دارن ميرن اب حوض خالي کنن.بيا اينم از دوست ما.خب کله پوک تو نميفهمي من دخترم ؟؟ گرم کن ورداشتي اوردي؟حالا هرچي باشه بهتر از شلوار ليه!!
romangram.com | @romangram_com