#دختر_فوتبالیست_پارت_301


تو ميتوني غمام رو خاک کني

گونه هاي خيسم و پاک کني

تو ميتوني دلم و شاد کني

منو از درد و غم ازاد کني

اروم قطره اشکي که داشت يواشکي خودش روي گونم سر ميداد رو پاک کردم.جرات اعتراف رو به کوهيار نداشتم....نميدونم چرا اما گفتن بعضي حرفا يه وقتايي اونقدر سخت ميشه که حتي تو مواقع ضروري هم به زبون نميان.

به ياد دفتر خاطرم افتادم.

تمام لحظاتم رو توش ثبت کردم.و حالا....شايد....شايد دست کوهيار باشه.شايد وقتي به صفحه ي اخرش برسه که من خيلي ازش دورتر شده باشم.

دوست دارم....

تنها چيزي بود که به درد صفحه ي اخر يه دفترخاطرات ميخورد....و من به قلم اوردمش چون گفتنش برام سخت بود.

چشمام که حالا غرق در اشک بود رو اروم گذاشتم رو هم....فشار زيادي بهم وارد شده بود...سنگيني خاطراتم خستم کرده بود.

اروم چشمام رو ميذارم رو هم....اولين باربود که به خودم اعتراف ميکردم....

خستگي روحم به پلکام منتقل ميشه و من خسته تر از اونچه که فکرش رو ميکردم ميشم و اروم اروم ميخوابم.....


romangram.com | @romangram_com