#دختر_فوتبالیست_پارت_284
يه هفته بعد از اون شب خوده کوهيار به گوشيم زنگ زد.ميدونستم حتما ميخواد بگه که اين کارا چيه و بس کن و از اين حرفا....براي همين جوابش رو ندادم.بعد از 3 بار زنگ زدن خودش خسته شد و ديگه زنگ نزد.
طبق گفته ي محبي با پارتي و اين چيزا تا 2ماهه ديگه کارام جور ميشه و ميرم.براي اينکه بدنم امادگيش رو از دست نده بازم باشگاه رو ميرم.
با نسيم و بهنوش هم هنوز در ارتباطم.بهنوش که درگير فرهاد جونشه....نسيم که ديگه اووووف.....حالت بهم ميخوره يه دقيقه بري خونش....از بس که قربون و صدقه ي شوهر جونش ميره.واه واه واه شوهر ذليل.ابروي هر چي زنه اين بهنوش و نسيم ميبرن.
با محبي و دوستش خيلي در تماس بودم.امار لحظه به لحظه رو بهم ميدادن.بابا هم درگير کاراي خوابگاه بود.خلاصه که همه در تکاپو بودن.
منم که ديگه هيچي....مثل هميشه....اکبر بيکار بودم....مهم ترين کاري که انجام ميدادم وجب کردن خونه بود.مخصوصا از قسمت اتاقم به يخچال رو حتي ميتونستم چشم بسته هم برم.
ميرفتم در يخچال رو باز ميکردم و تکيه ميدادم بهش و مظلومانه زل ميزدم بهش.انگاري منتظر بودم يه خوراکي بده دستم تا من برم به کارام برسم.اصلا تا يخچال تو خونس ادم از کار و زندگي ميفته...حالا کاشکي هم يه چيزي براي خوردن داشته باشه....از جيب منم خالي تره !!
با شهاب زياد ميرفتم بيرون.خودمم خيلي شهر بازي ميرفتم.همه ي کارکناش منو ميشناختن ديگه.....با اين هيکلم تو بعضي از بازيا جا نميشدم !!بايد يه جوري اين لحظه ها بگذره ديگه.....بعد از يه مدت از بس که شهر بازي رفته بودم مامانم بهم مشکوک شده بود.
يه روز که داشتم ميرفتم شهر بازي در کمال ناباوري تو اينه ماشين متوجه ماشين مامانم شدم که داشت با فاصله ي چندتا ماشين پشت سرم ميومد.
بسم الله .فقط کم مونده بود بهم مشکوک بشن !!
منم براي اينکه مظلوم نمايي کنم رفتم دور شهر بازي رو با ماشين يه دور زدم و برگشتم خونه.مامانمم شب که اومد خونه بهم گفت پاشو بريم شهر بازي...طفلي فکر ميکرد من پول ندارم فقط ميرم يه نگاه از دور ميندازم و بر ميگردم !!
****
الان کنار پنجره ي اتاقم ايستادم و دستم رو دور فنجون خالي از قهوه ام حلقه کردم و دارم به سياهياش نگاه ميکنم.انگاري ميخوام ته ته اون سياهيا يه پنجره ي سفيد پيدا کنم....
پس فردا پرواز دارم و الان فقط استرسش داره بهم منتقل ميشه.دوري از خانوادم ميتونه يکي از دلايلي باشه که دارم از شدت بغض خفه ميشم.
romangram.com | @romangram_com