#دختر_فوتبالیست_پارت_260
شهاب-خب برو ديگه
من-خله مشکل من اينه که اون نميدونه من دخترم
شهاب-اهان....اينجاست که ميگن هرکي خربزه ميخوره پاي لرزشم ميشينه
من-شهاب اذيت نکن ديگه بگو چيکار کنم؟
شهاب-به من چه وقتي جعل هويت کردي بايد فکر اين روزا رو هم ميکردي
من-شهاب يه راهي جلو پام بذار ديگه
شهاب تلوزيون رو خاموش کرد و صاف رو مبل نشست و بهم زل زد
شهاب-خواهر من....منکه نميدونم رفتاراي محبي با تو چطوري بوده؟اگه باهات ميگفته و ميخنديده که يعني هيچي فقط تو رو به شوخي ميگرفته.اما اگه همش ضايعت ميکرده و از تيم شوتت ميکرده بيرون که يعني ازت خوشش اومده
من-فکر کنم من يه چيزي بين اين دوتام
شهاب-به نظر من که محبي اگر بفهمه تو دختر بودي فقط يکم تعجب ميکنه و بعدش هوات رو حسابي داره.چون محبي از اين کاراي پر از ريسک خوشش مياد
من-يعني خيلي ريلکس باهام برخورد ميکنه؟
شهاب-نميدونم....اما من پشتتم برو خودمم ميام.
از اينکه شهاب اينطوري باهام صحبت ميکرد حس خوبي پيدا کردم.اينکه اطرافيانم دوستم داشتن و من براشون اهميت داشتم احساس غرور ميکردم.
romangram.com | @romangram_com