#دختر_فوتبالیست_پارت_254

اما چشمام تو چشماي قهوه اي کوهيار گره خورد.کوهيار تا نگاهم رو ديد جلوتر اومد.با هر قدم اون من يک قدم عقب ميرفتم.سرم رو به اطراف گردوندم تا کوروس رو پيدا کنم اما اثري ازش نبود نکبت.

اي بابا از اونم که بخاري بلند نشد.تا اومدم به کوهيار نگاه کنم که ببينم چيه چي شده....به شدت به در توالت خوردم.کوهيار با دستش در رو باز کرد و منو هول داد تو.و پشت سرش در رو بست.

از شدت هل دادنش نزديک بود که از پشت پرت بشم رو زمين.دستام رو بردم بالا تا پيرهن کوهيار رو چنگ بزنم که نيفتم اما نتونستم....

در حال خوندن اشهدم بودم که هيچوقتم ياد نميگيرفتمش....اما بين اسمون و زمين معلق موندم.کوهيار دوتا دستام رو گرفت و منو با شدت به سمت خودش کشيد.

در عرض صدم ثانيه خودم رو بين بازوهاي کوهيار پيدا کردم.

اين پسرم که از هر فرصتي واسه ساختن فيلم سوپر استفاده ميکنه.

کوهيار دستاي مردانش رو دور کمر باريکم حلقه کرد.بازم سواستفاده.همون يه دفعه بسم بود.

فکر نميکنم کسي تو توالت اين کارا رو کرده باشه.تو رو خدا نگاه کن تو همين يه سال زندگيم دارم طلسم چه کارايي رو ميشکنم.اخه توالت هم شد جا؟

براي اينکه بيشتر از ضربان نامنظم قلب کوهيار رو نشنوم جفت دستام رو گذاشتم رو سينش و با شدت هولش دادم عقب.به خاطر عکس العمل ناگهاني من حلقه ي بين دستاش شکسته شد و من ازش جدا شدم.

کوهيار اول يکم نگام کرد اما کم کم چشماش به خون نشست و نطق اقا باز شد.

با صدايي که به فرياد شبيه بود گفت:که چي نشستي با کوروس لاس ميزني؟

به خطر صداي بلندش صداي منم بالا گرفت:اولا تو حق نداري سر من داد بزني....دوما اختيار دار من بابامه نه تو که داري برام تعيين تکليف ميکني شازده

کوهيار عصبي تر از قبل گفت:کوروس خودش دوست دختر داره لازم نيست تو خودت رو بهش بند کني

romangram.com | @romangram_com