#دختر_فوتبالیست_پارت_251
کوروس لبخندي زد و گفت:63 سالگي
ناخوداگاه سوتي کشيدم.ولي سريع دستم رو گذاشتم جلوي دهنم تا خفه بشم.
من-اوووه چه عالي
کوروس-اين کجاش عاليه؟به نظرتون اينکه پدرم داره پير ميشه عاليه؟
اي خدا خراب کاري پشت خراب کاري
من-نه من منظورم که اين نيست.شما بد برداشت کرديد.منظورم اينه که چقدر خوبه پدرتون تو اين سن دل به اين شادي دارن
کوروس-مگه پدر شما افسردگي دارن؟
خب اگرم داشته باشه تو بايد بدوني؟
من-نخير اقا کوروس.من فقط يه حرفي زدم ها.شما همش دارين از گوشه و کنارش سوال ميکشين بيرون.
کوروس خنده ي بلندي کرد که باعث شد کوهيار با تعجب به ما نگاه کنه.ايول کوروس بخند ماماني بخند.اقا کوهيار شماهم نوش جانت بخور !!
کوروس-واي شما چقدر بامزه اييد.فکر نميکردم اينطوري واکنش نشون بديد
من-راست ميگم ديگه
romangram.com | @romangram_com