#دختر_فوتبالیست_پارت_237


من-چي رو؟

کوروس-اينکه چرا اينقدر بهشون نگاه ميکردي؟

من-دليل خاصي نداشت.فقط چون خيلي قشنگ ميرقصيدن برام جالب بود....همين

کوروس-باشه قبوله باور کردم

من-دليل ديگه اي نداشنت

کوروس-مگه من چيزي گفتم؟

بحث رو ادامه ندادم.اخه هرچي ميگفتم يه چيزي واسه جواب دادن داشت.اما کوهيار هميشه اخرش کوتاه ميومد.اي تو روحت کوهيار ادم فروش....

وقتي داشتم به کمک کوروس دور ميزدم چشم تو چشم کوهيار شدم.ميخواست منو بچسبي نه اون دختر دايي بي ريختت رو....حالا خودمونيم ها اصلانم بي ريخت نبود.

رقص که تموم شد چراغا روشن شد.به احترام کوروس براش خيلي کوتاه خم شدم.اونم همين کار رو کرد.

موقع شام شده بود که کم کم همه رفتن به سمت ميزا.داشتم براي خودم سالاد ميکشيدم که احساس کردم گوشيم که تو جيب کوچيک کتم بود داره زنگ ميخوره.وقتي به صفحش زل زدم تعجب کردم.شماره ي کوهيار بود.هرچي تو جمعيت دنبالش گشتم پيداش نکردم.اخه چرا بهم زنگ زده.اصلا کجا بود؟

وقتي تماس رو برقرار کردم صداي داد عصباني کوهيار گوشم رو پر کرد.....

وقتي تماس رو برقرار کردم صداي داد عصباني کوهيار گوشم رو پر کرد.....


romangram.com | @romangram_com