#دختر_فوتبالیست_پارت_236

کوهيار-به تو هم خيلي مياد

من-اينم هنر خالق رو ميرسونه

کوهيار-جدي گفتم...

من-نکه من باهات شوخي دارم

کوهيار کلافه ازم دور شد.حتما الان انتظار داشته بپرم و از گردنش اويز بشم و بوسش کنم و بگم اره عزيزم منتظر همين حرفت بودم.....اييييش

تمام طول مهموني از اين ور به اونور ميرفتم....کوهيار هم بهم محل نميداد.برو بابا.....

****

اهنگ ارومي پخش شد که جوونا سوتي بلند کشيدن.چراغا خاموش شد و فقط نور کمي وسط سالن رو احاطه کرده بود.چشم چرخوندم که ببينم کوهيار داره چه غلطي ميکنه که ديدم دست تو دست يه دختر داره ميره وسط قرش بده.

دختره همسناي من بود حدودا.قد متوسطي داشت و از همون دور سنگيني و متانتي که تو راه رفتنش بود به چشم ميخورد.خوش اندام بود.اما نميدونم دستاش تويه دستاي کوهيار چيکار ميکرد.باهم رفتن وسط.....

دستاي کوهيار اروم دور کمر ظريف دختره دوييد و شروع کردن به رقصيدن.اينقدر با مهارت ميرقصيدن که کف بر شده بودم.همينجور بهشون زل زده بودم که نفهميدم خيلي وقته کوهيار تو تاريکي سالن زل زده بهم.اينم که همش مچ ميگيره.

روم رو کردم و انور.مثلا من اصلا به تو توجهي نداشتم.اره جونه عمه ي محترمم....

دستي پشت کمرم قرار گرفت و منو هل داد سمت وسط سالن.با تعجب برگشتم و با صورت کوروس روبرو شدم.خيلي با ارامش داشت بهم نگاه ميکرد.وقتي روبروي هم قرار گرفتيم و با هم شروع کرديم به رقصيدن اروم گفت:

ديدم از اون موقع تو نخ داداشم و دختر داييمي برام عجيب شده بود.براي همين گفتم بيام از خودت بپرسم

romangram.com | @romangram_com