#دختر_فوتبالیست_پارت_235


وسط اسمون و زمين خيره به چشماي هم.....

وقتي کوهيار گذاشتم پايين صداي دستا بلند تر شد.از تمام حرکاتش غافلگير شده بودم.منظورش از اين کارا چي بود؟....

با نگاه تشکر اميزي بهش نگاه کردم.کوهيار هم لبخند غمگيني زد....(طرفداراش غش نکنن :) )

کشته مرده ي همين لبخنداشم.حتي اگه غبار غم هم گرفته باشه اما بازم تمام صورتش رو پر ميکنه و ادم احساس خوبي بهش دست ميده.

وقتي از وسط سالن دور شدم يه گوشه ايستادم.اهنگ بعدي که پخش شد همه مثل قحطي زده ها ريختن وسط.....

کوهيار کنه هم اومد کنارم واستاد.اگه بشه که امشب يکم کمتر بهم بچسبه.

کوهيار-چطور بود؟

من-رقصم؟اره عالي بود

کوهيار-يه وقت کم نياري ها

من-نه تو نگران نباش

کوهيار-اين لباست....خيلي خوشگله

من-اره هنر خياط رو ميرسونه


romangram.com | @romangram_com