#دختر_فوتبالیست_پارت_224

زير لب گفت:اييييييش

کوهيار-اين اييش يعني چي دقيقا؟

سرم رو گرفتم بالا و گفتم:لجت گرفته پيشنهادت رو رد کردم؟

کوهيار اومد جوابم رو بده که مستخدم ساختمون با حالت حق به جانبي جلوي در اومد و گفت:اقا شما چرا رخت چرکاتون رو قاطي لباساي مربي ها ميذارين؟فکر کيردين ما گاگوليم؟دوسه بار مچتون رو گرفتم ولي بازم از رو نرفتين.....يه لباس شستن اينقدر کار داره؟

لباسام رو پرت کرد رو تخت کسري و رفت.اگه اين کوهيار پشت سرش در رو ميبست الان با اين مرتيکه هم روبرو نميشدم.ياد گرفته بودم لباسام رو بذارم تو سبد رخت چرک مربي ها تا مستخدما قاطي لباساي مربي ها بشورشون.اخه تو عمرم لباس نشسته بودم.هميشه ماشين لباس شويي بود.بعدشم قبل از روز تحويل لباسا ميرفتم از تو سبد شسته شده ها بر ميداشتمشون.خدايي که لباسا تميزم ميشد.ولي مثل اينکه اين بنده ي خدا زرنگ تر از اين حرفا بود.

زير لب گفتم:اييش

مستخدمه رفت ولي با قيافه ي خندون کوهيار روبرو شدم که بهم گفت:حتما اين اييش هم يعني لجت گرفته پيشنهادت رو رد کردم؟

خندم رو پنهون کردم.بالشت رو پرت کردم به طرفش که رو هوا گرفتش.

کوهيار-اگه خواستي بيا....خونه ي خودمونه.مامان و بابام ترتيبش رو دادن

کوهيار که رفت بيرون کارت رو باز کردم.تاريخش ماله همين پنج شنبه شب بود.يعني دقيقا 2 روز ديگه.واااااي لباس چي بپوشم؟(سوال دختر خانما که هيچ نسلي نتونسته هنوز به اون جواب بده!)





________________________________________

romangram.com | @romangram_com