#دختر_فوتبالیست_پارت_201


من-همين کوچس

کوهيار پيچيد تو کوچمون و من دوباره رنگ اشناي خونمون رو ديدم.سرم رو از شيشه بردم بيرون و داد زدم:من اومدم

کوهيار خنديد.

من-همينجا نگه دار.همين دره.

کوهيار نگه داشت و به خونمون نگاهي کرد.و بعدش نگاهش رو بهم دوخت.

به دستام نگاهي کردم و بعدش به کوهيار.

من-ها چيه؟

کوهيار-اين مدت خيلي روحيم عوض شد....مرسي

من-اقاي تحصيل کرده مرسي نه ممنون يا متشکرم

کوهيار لبخندي زد و گفت:من....من....ميتونم شمارت رو داشته باشم تا دلم که برات تنگ شد بهت زنگ بزنم؟

نگاهي شيطنت بار بهش نگاه کردم و گفتم:نه چه معني ميده

کوهيار-مزاحم نميشم فقط ميخوام يه نشوني ازت داشته باشم


romangram.com | @romangram_com